سیدمهدی طباطبایی، دبیر چهارمین جشنواره کشوری شعر دانشجویی انقلاب اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با اعلام این خبر عنوان کرد: معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی بههمت انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی، این جشنواره را با هدف نشر و گسترش فرهنگ شعر دانشجویی و تجدید میثاق شاعران دانشگاهی با آرمانهای امام راحل (ره) و شناسایی چهرههای جدید عرصه شعر از میان دانشجویان برگزار میکند.
این عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی افزود: شرکتکنندگان باید دانشجوی یکی از مقاطع تحصیلی باشند و هر شاعر مجاز به فرستادن سه اثر از آثار خود است. به برگزیدگان، علاوه بر جایزه نقدی (نفر اول 10 میلیون ریال، نفر دوم هفت میلیون ریال و نفر سوم پنج میلیون ریال) ، لوح یادبود و نشان جشنواره اهدا خواهد شد.
دبیر چهارمین جشنواره کشوری شعر دانشجویی انقلاب اسلامی در پایان گفت: لازم به ذکر است که دبیرخانه در انتشار آثار به صورت مکتوب یا مجازی مجاز است. همچنین حضور افراد برگزیده در مراسم اختتامیه الزامی است، در غیر این صورت، رتبههای بعدی جایگزین خواهند شد.
زمان برگزاری این جشنواره 18 بهمن ماه 1400 است و علاقهمندان میتوانند آثار خود را تا 14 بهمن به رایانامه AnjomanAdabiBeheshti@gmail.com ارسال کنند.
↧
چهارمین جشنواره شعر دانشجویی انقلاب اسلامی فراخوان داد
↧
تازهترین اثر خسرو احتشامی به نام «خزان و خاکستر» منتشر شد
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ کتاب «خزان و خاکستر» شامل 76 غزل از خسرو احتشامی، شاعر پیشکوست اصفهانی، با مضامین تجربههای زیستی، فرهنگی، طبیعت و عاشقانه از سوی انتشارات شهرستان ادب به چاپ رسید.
در توضیح ناشر آمده که موسوی گرمارودی، دیگر شاعر نامدار معاصر، در وصف این شاعر توانمند چنین گفته است: «احتشامی از شاعرانی است که شعر به سراغشان میآید، نه اینکه آنها به سراغ شعر بروند، همانند آن چیزی که ما در حافظ میبینیم. در ايران بيش از تعداد انگشتان دست غزلسرای نو نداريم و بايد بگويم احتشامی يكی از آنهاست.»
در شعری از این مجموعه میخوانیم:
«عروس دهکده، بانوی روستایی من
گل عفیف علفزار آشنایی من
بپوش جامه گلباف و گیوه گلدوز
چوُپی برقص به ساز غزلسرایی من
کپرنشین بهنام بلندِ دهکدهام
که سنگچیم به فلک برده بینوایی من»
خسرو احتشامی هونگانی اصفهانی، 15 اسفند سال 1325 در روستای هونگان از توابع سمیرم سفلی دیده به جهان گشود. او فارغالتحصیل رشته تاریخ در مقطع کارشناسی از دانشگاه اصفهان است. نخستین سروده او در سال 1346 در مجله روشنفکر تهران به چاپ رسید. از آثار احتشامی میتوان به «عاشق منم یا قناری»، «عاشقانههای کهنسالی»، «حماسه در حریر» و «فانوس نارنج» اشاره کرد.
کتاب «خزان و خاکستر» سروده خسرو احتشامی، در 172 صفحه، با شمارگان هزار نسخه، به قیمت 45 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز و به همت انتشارات شهرستان ادب راهی کتابفروشیها شد.
↧
↧
شفیعی کدکنی، کلاهی اهری و محمدکاظم کاظمی در پیشنهادات محدثی خراسانی
مصطفی محدثیخراسانی در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره کتابهای پیشنهادیاش برای خرید از دومین نمایشگاه مجازی کتاب، با اشاره به کتاب «با چراغ و آیینه» محمدرضا شفیعی کدکنی، گفت: کتاب را برای کسانی که میخواهند اشرافی بر جریانهای شعری و ادبی قرن اخیر پیدا کنند، توصیه میکنم. در واقع اوی چراغ روشنی دست ما میدهد تا فضاهای مبهم و مهآلود شعر معاصر را بشناسیم.
وی با بیان اینکه «با چراغ و آیینه» از سوی نشر سخن به چاپ رسیده، افزود: این کتاب مجموعهای از نوشتهها و مقالات شفیعی کدکنی در چند دهه اخیر است که دیدگاههایشان را پیرامون شاعران معاصر، شعر معاصر و جریانهای شعری مطرح کردند و کسی که بخواهد به فراز و فرودهای جریانهای شعر وقوف داشته باشد، این کتاب خیلی کمک میکند.
شاعر مجموعههای «هزار مرتبه خورشید» و «شاعران پروازی» ادامه داد: کتابی دیگری که به نظر من بهخصوص برای نسلِ امروزِ شاعرِ جویای نوآوریِ ما بسیار مفید است، گزیدهای از غزلیات بیدل دهلوی است که محمدکاظم کاظمی از سوی نشر عرفان آن را منتشر کرده است. وی بیدلشناس بسیار برجستهای است و اشراف کامل به گرهها و پیچ و خمهای شعر بیدل دارد. این کتاب با توضیحات مختصری که پیرامون برخی واژهها و ترکیبات، کنایهها و تلمیحات به کار رفته در شعر بیدل داده است، به جوان امروز و نسل امروز بسیار کمک میکند که با بیدل- که شاعر دشواری است- آشنا شود و کمک میکند که کلید خوبی داشته باشیم برای باز کردن قفلهای شعر بیدل.
محدثی خراسانی با بیان اینکه بحمدالله این سالها شاعران خوبی به میدان آمدند و آثار ارزشمندی هم از آنها خواندیم، اظهار کرد: من مجموعه شعر «پرنده بیآسمان» نوشته محمدرضا روزبه را برای خرید توصیه میکنم که از سوی نشر آریاشهر منتشر شده است. به این دلیل این کتاب را پیشنهاد میکنم که ما کم شاعران خوبی داریم که بتوانند در قالب نیمایی خوب شعر بگویند و از پس آن بربیایند. شاعرانِ شعر سپید و منصور زیاد هستند و بیدر و پیکر میسرایند ولی سرودن در قالب نیمایی کار هرکسی نیست و کار دشواری است. کل مجموعه «پرنده بیآسمان» همگی شعرهای نیمایی وی است و برای کسانی که میخواهند مجموعه نیمایی بهروز بخوانند، کار بسیار ارزشمندی است.
وی با بیان اینکه شعر سپید مدعی زیاد دارد و هرکس که قلم به دست بگیرد، مینویسد و اسم آن را شعر سپید میگذارد، گفت: مجموعه شعر دیگری در قالب شعر سپید معرفی میکنم که سروده یکی از شاعران توانمند است که ذهن و زبان و سبک و سیاق خاص خودش را دارد؛ استاد محمدباقر کلاهی اهری. مجموعه شعر سپیدی از وی به نام «از نو تازه شویم» منتشر شده که زحمت آن را انتشارات آرادمان کشیده است. به نظر من کسانی که میخواهند شعر سپید خوب در این روزگاران غربت بخوانند خیلی خوب است که این مجموعه را مطالعه کنند.
این شاعر در پایان گفت: کلاهی اهری استاد تاریخ است و مشرف به فراز و فرودهای تاریخ و آشنا با تلمیحات تاریخی و اسطورهای است. شعر وی، شعری انسانی و اسطورهای است و در جاهایی عاطفی و عاشقانه اما شعری بسیار باپشتوانه و ریشهدار در فرهنگ و مذهب است.
دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران سوم تا دهم بهمن 1400 دایر است و علاقهمندان میتوانند کتابهای موردنظر خود را با 20 درصد تخفیف و پست رایگان تهیه کنند.
↧
اثری تازه از احمدرضا احمدی برای کودکان منتشر شد
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «پسرک، خواب، بیداری» عنوان کتاب تازهجاپی از نشر پرندهی آبی است. این اثر داستانی تخیلی و فانتزی را احمدرضا احمدی برای گروه سنی الف و ب نوشته است و انتشارات پرندهی آبی (واحد کودک و نوجوان انتشارات علمی و فرهنگی) آن را چاپ کرده است.
احمدرضا احمدی از پُرکارترین شاعران معاصر است که با ادبیات فارسی کهن و نو آشنایی عمیق دارد و در سالهای گذشته دفاتر شعر بسیاری از او به چاپ رسیده است. مخاطبان احمدرضا احمدی او را بیشتر با آثارش برای بزرگسالان میشناسند، اما باید توجه داشت که وی آثار داستانی و شعری در ادبیات کودک و نوجوان در زمینه داستان نیز دارد. مثلاً از دیگر آثار احمدرضا احمدی که پیشتر برای کودکان نوشته شده است و در انتشارات علمی و فرهنگی (پرنده آبی) به چاپ رسیده، میتوان به «تکه ابر، شاخه نرگس»، «حوض کوچک، قایق کوچک»، «کبوتر و ساعت» در سالهای دورتر اشاره کرد. گفتنی است که احمدی در همکاری دیگری با پرندۀ آبی در سال 1400، همزمان کتاب «شاعر و گلها» را نیز برای کودکان منتشر کرده است.
آثار احمدرضا احمدی در حوزه کودکان مخاطبان خاص خود را دارد. در این دست آثار وجه انتزاعی و شعرگونگی ویژگی و درونمایۀ اصلی به شمار میرود. در «پسرک، خواب، بیداری» نیز در دنباله این ویژگی مشترک آثار، رؤیاهای کودکان به تصویر کشیده میشود و اینکه آنان چگونه آرزوی تحقق بخشیدن به این آرزوها را دارند؛ آرزوهایی مثل داشتن دوچرخه، برفبازی، بارگشتن پدر از سفر یا چیزهایی شبیه به این که میتواند رؤیاهای هر بچهای باشد.
در بخشی از «پسرک، خواب، بیداری» میخوانیم:
«مادر پسرک میگوید، پسرم هرچه را شب در خواب میبیند، همان اتفاق روز بعد در واقعیت رخ میدهد. پسرک همیشه آرزو داشت یک دوچرخه داشته باشد. شب خوابش را دید. صبح که از خواب بیدار شد دید که یک دوچرخه پشت در اتاق اوست.»
پرنده آبی چاپ نخست «پسرک، خواب، بیداری» را با قطع رحلی و قیمت 60 هزارتومان، در ۳۲ صفحه و شمارگان ۱۰۰۰ نسخه به چاپ رسانده است. در اثر تازه احمدرضا احمدی برای کودکان، نوشین خائفیاشکذری تصویرسازی کتاب را بر عهده داشته است.
↧
محمدسرور رجایی دغدغهای برای خودش نداشت و همیشه به دنبال حل مشکلات مهاجران بود
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست بزرگداشت زندهیاد محمدسرور رجایی، از سلسله نشستهای فرهنگی دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، سهشنبه (5 بهمنماه) با حضور مجتبی نوروزی، معاون مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی بینالمللی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، عباس محمدی، مدیر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری، محمدصادق دهقان، مدیر خانه ادبیات افغانستان و زهرا زاهدی، شاعر و عضو خانه ادبیات افغانستان در موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
مجتبی نوروزی، معاون مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگ و بینالملل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی گفت: خوشحالم که با وجود نمایشگاه مجازی کتاب ارتباط بین ایران و افغانستان همچنان وجود دارد و این اتفاق مبارکی است و درحال حاضر نیز این مراسم، به یاد محمدسرور رجایی برگزار میشود که همواره برای ما یادآور خاطرات زیبا و جذاب بود؛ اما متاسفانه خیلی کم توانستیم از وجود او بهره ببریم.
وی افزود: رجایی تجلی یک انسان فرهنگی بود و صبر و پایمردی که در عرصههای مختلف داشت قابل ستایش است و در عرصههایی پا میگذاشت که دیگران حضور نداشتند و هیچوقت احساس خستگی نمیکرد.
در ادامه این نشست، عباس محمدی، مدیر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری درباره زندهنام محمدسرور رجایی گفت: واقعا هنوز باور اینکه محمدسرور رجایی در بین ما نیست برایم بسیار دشوار است. او انسانی فعال، چندوجهی و مسئول فرهنگی بود؛ البته مسئول نه از این نظر که مسئولیتی را قبول کرده باشد از این باب که خود را مسئول کارهای فرهنگی زمینمانده مهاجران افغانستانی میدانست و بدون شک یکی از شاخههای محکم فرهنگ ایران و افغانستان بود؛ به همین خاطر بیش از اینکه به هنر خود بپردازد برای هموطنانش و دوستانش وقت میگذاشت که این نشاندهنده دغدغهمندی رجایی بود.
وی ادامه داد: در حوزه هنری نیز به تصمیم خانه ادبیات افغانستان دبیر کارگاه قصهگو شد و فعالیتهای بسیاری را برای شاعران و نویسندگان افغانستانی انجام داد و درواقع زبان آنها بود؛ مثلا تولید مجله «باغ» که برای زنده نگه داشتن امید در بین کودکان افغانستانی انجام شد و او برای این کار حتی از جیب خود هزینه میکرد.
محمدی با اشاره به آثار محمدسرور رجایی گفت: وی نثر ستودنی داشت؛ وقتی کتاب «ماموریت خدا» را که برای شهید سعیدی نوشته بود، خواندم، متوجه شدم که رجایی به راحتی میتوانست یک داستاننویس بزرگ شود و متاسفم که دغدغهها و مشغلههایی که داشت، نذاشت که این اتفاق رخ دهد. هربار که با هم ملاقات میکردیم نشانی از دغدغهای برای خودش در او نمیدیدم و همیشه به دنبال مشکلات دوستان و مهاجران بود و سعی داشت که زندگی آرمانی برای آنها در ایران فراهم کند.
زهرا زاهدی، شاعر و عضو خانه ادبیات افغانستان نیز در این نشست درباره جایگاه محمدسرور رجایی گفت:
متاسفانه تا به امروز درباره بسیاری از آثار محمدسرور رجایی حرفی زده نمیشود؛ در معرفی این آثار باید بگویم که اولین اثرش به نام «کاغذپران رنگهی من» در سال 83 و در کابل به چاپ رسیده است؛ دومین اثری که باید به آن اشاره کنم «گلهای باغ کابل» است که در سال 86 و در هرات با موضوع شعر کودک به چاپ رسید و سومین اثری «گودی پران هفترنگ» است که چاپ آن به سال 97 برمیگردد و موضوع کودکونوجوان دارد.
وی ادامه داد: چهارمین اثر «گرگهای مهربان کوه تخت» در تهران و سال 99 منتشر شد. پنجمین اثر به نام «در آغوش قلبها» در تهران و سال 95 با موضوع شعر و خاطره به چاپ رسید و اثر بعدی «ازدشت لیلی تا جزیره مجنون» نام داشت که در تهران و در سال 97 در حوزه تاریخ شفاهی منتشر شد. «سفیدتر از آفتاب» دیگر اثر اوست که در سال 97 منتشر شد. «گزیده شعر حیدری وجودی» و «ماموریت خدا» نیز در سال 1400 در انتشارات راهیار منتشر شد و آخرین اثر رجایی که بدون حضور خودش رونمایی شد، «مجموعه روایتهای وطندار» نام دارد که متشکل از 28 چهره نخبه مهاجر است.
این عضو خانه ادبیات افغانستان در توضیح دیگر فعالیتهای محمدسرور رجایی گفت: وی در زمینههای مختلفی فعالیت داشت و عضو هیئتمدیره خانه ادبیات افغانستان بود و چندین دوره معاونت خانه ادبیات افغانستان را به عهده داشت و مدیر مسئول مجله «باغ»، مجله «طراوت»، مدیرمسئول و سردبیر دو هفتهنامه ورزشی «تندرستی»، مسئول اجرایی هفت دوره جشنواره «قند پارسی» و دبیر چندین دوره از همایش فرهنگی هنری «روایت همدلی» بود.
در ادامه این مراسم محمدصادق دهقان، مدیر خانه ادبیات افغانستان پشت تریبوت آمد و گفت: یادم میآید در مرداد سیاه 1400 یک هفته قبل از فروپاشی افغانستان، محمدسرور رجایی در بستر بیماری بود و بعد درگذشت. ما ملت بیکتابی هستیم؛ به این معنا که دستکم تمام ریشههای بیسروسامانی نیم قرن کشورمان به این مسئله برمیگردد که پیوند درستی با کتاب نداشتیم و تمام بلایایی که بر سر مردم افغانستان آمد به دلیل کتاب نخواندن خودشان بود.
وی افزود: ما با کودتا به هیچ کجا نخواهیم رسید اگر در این چند دهه میتوانستیم به یک ریسمانی به نام کتاب و فرهنگ چنگ بزنیم وضع امروز ما اینگونه دگرگون نبود. در طول تاریخ بارها دیدهایم که هر حزب سیاسی، نهاد و گروهی که اهل کتاب و فرهنگ باشد، پیشرفت کرده و اثرگذارتر بودهاند؛ حال چه برسد به اینکه کل کشور فرهنگی باشد و بتواند از ابزاری به نام کتاب استفاده کند.
این اهل قلم افغانستانی با اشاره به مشکلات افغانستان در سالها و دهههای گذشته گفت: تمام مشکلاتی که برای افغانستان در این چند دهه اتفاق افتاده، برای این است که بیکتاب بودیم و نمی دانستیم که کتاب صلح میآورد و نمیشود با تفنگ با هم صحبت کنیم. همهی ما میدانیم که با یک گل بهار نمیشود و یک دست صدا ندارد؛ اما دست کم به اندازه تواناییمان در تمام این سالها کوشیدهایم. خانه ادبیات افغانستان از سال 90 به بعد به صورت فعال در نمایشگاه بینالمللی کتاب حضور داشت؛ حتی زمانی که کتابی برای عرضه نداشتیم، غرفه حضور داشت.
وی ادامه داد: در دو دورهای که نمایشگاه کتاب مجازی شده است، همین غرفه نیز وجود نداشته و ما از آن محروم بودهایم. نکته دیگر نقد و بررسی آثار افغانستانی در تهران است که در حال حاضر 65 دوره آن انجام شده و همیشه به یک شاعر یا نویسنده افغانستانی اختصاص یافته است. تمام این نقد و بررسیها در کابل و در خانه ادبیات افغانستان نیز انجام شده و در کنار آن برای کتاب اولیها نقدی برگزار میشد که هم کتابشان معرفی شود و هم به نقد و بررسی آن بپردازیم.
دهقان در پایان گفت: محمدسرور رجایی با کتاب و مجله حشرونشر داشت و به همین خاطر پیوسته مطالعه میکرد و هیچوقت از مطالعه خسته نمیشد. درست است که خیلی از کتابهایی که میخواند در حوزه اعتقادی خودش بود؛ اما هیچوقت با کتابهایی که در حوزههای دیگر منتشر میشد هم مشکلی نداشت. در کل به کتاب تعصبی نگاه نمیکرد و در زمینه نشستهای نقد و بررسی در خانه ادبیات افغانستان همیشه کوشا بود.
↧
↧
برگزاری مراسم اهدای جایزه «ابوالحسن نجفی»
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به مناسبت پاسداشت مقام علمی و فرهنگی ابوالحسن نجفی و تشویق نسل جوان در انتخاب آثار برای ترجمه و توجه به درستاندیشی و درستنویسی، مراسم اهدای پنجمین دوره جایزه و نشان «ابوالحسن نجفی» با حضور هیات داوران و برگزیدگان این جایزه سهشنبه ۱۲ بهمن ساعت ۱۵ در مرکز فرهنگی شهر کتاب به صورت مجازی برگزار میشود.
در خبر برگزاری این برنامه عنوان شده است: زندهیاد استاد ابوالحسن نجفی، زبانشناس، مترجم، ادیب و منتقدی دقیق و کمنظیر بود. او استعدادهای درخشانی را در ادبیات کشف کرد. نجفی شخصیتی فرهنگساز بود و در ترجمه آثار ادبی، معیار و راهنمایی برای مترجمان جوان. با سنجیدگی، بینش علمی، دقت، ژرفاندیشی، نظم و سختکوشی و در عین حال با حجب و فروتنی، دور از هیاهو و بیهیچ چشمداشت و تمنای نامی، کاری سترگ را آغاز کرد و به پیش برد و یاد و آثار او در عرصه فرهنگ و ادبیات ماندگار است.
پیشتر هیات داوران جایزه «ابوالحسن نجفی» متشکل از ضیاء موحد، مهستی بحرینی، عبدالله کوثری، حسین معصومیهمدانی، موسی اسوار، امید طبیبزاده، ابوالفضل حری و آبتین گلکار با دبیری علیاصغر محمدخانی، پس از بررسی آثار ارسالی به دبیرخانه، فهرست نامزدهای راهیافته به مرحله نهایی پنجمین دوره این جایزه را به این شرح اعلام کرد:
«محاکمه خوک»، اسکار کوپ-فان، ترجمه ابوالفضل اللهدادی، نشر نو
«ما»، یوگنی زامیاتین، ترجمه بابک شهاب، نشر بیدگل
«بیداری»، کیت شوپن، ترجمه فرزانه دوستی، نشر بیدگل
«قرن دیوانهی من»، ایوان کلیما، ترجمه فروغ پوریاوری، نشر ثالث
«خشم در هارلم»، چستر هایمز، ترجمه مزدک بلوری، نشر بیدگل
«تدفین پارتی»، لودمیلا اولیتسکایا، ترجمه یلدا بیدختینژاد، نشر برج
«ه ه ح ه»، لوران بینه، ترجمه احمد پرهیزی، نشرماهی
«دنیای دیروز»، اشتفن تسوایک، ترجمه مهشید میرمعزی، نشر ثالث
علاقهمندان میتوانند این نشست را از اینستاگرام مرکز فرهنگی شهرکتاب به نشانی ketabofarhang، کانال تلگرام bookcitycc و صفحه این مرکز در سایت آپارات پیگیری کنند.
↧
«یوحنا»، رمانی برای خاورمیانه خسته از آتش جنگ
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «یوحنا؛ مترجمی از انطاکیه» برگردان فارسی رمان «عشیق المترجم» اثر شاعر و رماننویس برجسته کُردتبار سوری مقیم آلمان، جان دوست است. این رمان تاکنون از سوی ناشران مختلف جهان عرب چندین مرتبه تجدید چاپ و منتشر شده، و اخیراً نیز با ترجمه یاسین عبدی توسط بنگاه ترجمه و نشر پارسه چاپ و منتشر شده است. این رمان تاکنون به زبانهای ایتالیایی، انگلیسی، کُردی سورانی و کرمانجی نیز ترجمه شده است.
جان دوست کارش در ادبیات را با سرودن شعر آغاز کرد. نخستین دفتر شعرش به نام «قلعه دمدم» را در سال 1991 در آلمان و ترکیه منتشر کرد. سپس «دیوان جان» را در دُبی و استانبول به چاپ رساند. در سال 1993 با نگارش داستان «رؤیای سوخته» جایزه نخست داستان کوتاه سوریه را دریافت کرد. بعدها این داستان به صورت فیلمنامه فیلمی سینمایی با عنوان «مشتی خاک» درآمد که به بررسی مسایل و مشکلات پناهندگان میپرداخت. جان دوست در سال 2012 با شرکت در جشنواره شعر کُردی که در شهر ایسن آلمان برگزار میشود، جایزه ویژه شعر و شاعری را از اتحادیةه کتاب و نخبگان کُرد سوریه دریافت کرد. در سال 2013 نیز جایزه الابداع دمشق را برای نوشتن رمان «زنگهای روم» -دفتر دوم رمان یوحنا؛ مترجمی از انطاکیه- کسب کرد. البته جوایز وی در این چند مورد خلاصه نمیشود و کارنامه کاری او بسیار پربار است.
رمان «یوحنا» را به درستی میتوان رمانی در باب«فرهنگ رواداری و دگرپذیری» قلمداد کرد. رمان وضعیت فرهنگی حلب، سمیرنه و انطاکیه به عنوان مهمترین شهرهای امپراتوری عثمانی پس از آستانه، از آغاز تا پایان سده هجدهم را به تصویر میکشد. جاندوست این مهم را با رصد وضعیت دینی و قومیتی یک خانواده شرکسی به تصویر میکشد. نویسنده با مهارت و خلاقیت ادبی و روایی بالا و بدون کوچکترین افزونگی و بیهودهبافی ما را متقاعد میسازد که پذیرش فرهنگ «رواداری و دگرپذیری» نه تنها محدود و منحصر به گروه روشنفکران و نخبگان فکری و فرهنگی یا طبقهای خاص از جامعه نبوده و نیست بلکه فرهنگی اصیل و ریشهدار برای عموم مردمان است؛ همچنانکه در بخشهای مختلف رمان و از جمله در دیالوگهای متعدد کشیش مارونی، آموزههای درویش سراجالدین، ماجرای آرامگاه حبیب نجار، رفتن ساره و فرزندش به کلیسا پیش از سفر و... این مهم را به روشنی تصویر کرده است.
این رمان در چارچوب ادبیات روایی انتقادی قرار میگیرد. جاندوست با بهرهگیری از این رویکرد اثر بسیار فاخر و درخور توجهی در زمینه نقد و نفی خشونتها و نزاعهای دینی و مذهبی خلق کرده است. چالش و نزاعی که در روزگار معاصر، بیش از هر زمان دیگری در سطح جهانی و بهطور خاص در خاورمیانه و جهان اسلامی بهشدت در حال گسترش است و جوامع را به سمت فروپاشی فرهنگی، درگیریهای مذهبی و جنگهای فرقهای سوق میدهد و پایههای تمدنی که طی سدههای متمادی و با همکاری فرهنگها و گروههای مختلف انسانی و دینی شکل گرفته است را به ورطه نابودی میکشاند. رمان «یوحنا» بهخاطر جایگاه جان دوست بهعنوان شاعر، رماننویس و مترجمی که از فرهنگهای گوناگون، رقیب و گاهاً متعارض و منازع هم گزارش میدهد، موقعیت منحصر بهفرد و ویژهای دارد. رمان دربردارنده روایتهایی متعدد درباب موضوعاتی مانند عشق، سفر، نویسندگی، درد، رنج، فقدان و غربت است. همچنین طرحواره برجستهای دارد که خواننده به روشنی آن را در خواهد یافت. طرحوارهای را بازنمایی میکند که در حقیقت در نقد واقعیت کنونی است که جامعه، جهان و انسان معاصر هم در سطح جهانی و هم در سطح جهان اسلامی و خاورمیانه بدان گرفتار آمده است و آن مسأله رقابت، جدال، نزاع و چالشهای دینی و فرقهای است، خواه اینکه تعارض میان پیروان یک دین با باورهای مشترک یا پیروان دینهای مختلف با مناسک و مبانی متفاوت باشد. نویسنده میکوشد تا از طریق گفتوگوهای میان شخصیتهای اصلی رمان و تعامل فکری از طریق استدلالهای محوری و فرعی و تکگوییهای فردی راوی-شخصی، اصل رواداری و دگرپذیری مذهبی و همزیستی مسالمتآمیز میان اندیشههای مختلف دینی را بهمنظور نفی خشونت نهادینه سازد و از گسستی که منجر به نابودی نسل بشر و فروپاشی تمدن میشود، جلوگیری کند.
در همه دیالوگها و مجادلات، ظفرمندی انگارههایی مانند آزادی انسان، دگرپذیری، عشق به زندگی و پاسداشت حرمت انسانی علیرغم همه گوناگونی و تفاوتها وجه بارزی دارد. بهویژه در دیالوگهای کشیش مارونی پولس عبدالنور که در زمینه اقناع و یافتن حقیقت مشترک میان ادیان و وحدت آنهاست. این راهب که همراه شخصیت اصلی رمان است، آگاهی و شناخت بسیار ویژهای به نسبت همه ادیان و متون اصلی آنها و نیز هضم تفاوتهایشان دارد و همین قابلیت او را بهمثابه پایه بسیار محکمی ساخته است که همه دیالوگها حول محور آن بچرخد و درگیری و نزاعها فیصله یابد. بهویژه زمانیکه به سادگی موفق میشود اختلافات را به آشفتگیها و پریشانیهایی مبدل سازد که انسانها را از غایات و اهداف متعالی دین دور میسازد، دینی که به باور او هیچ نیازی به ریختن خون بیگناهان، خفه کردن آزادیها و به بردگیکشاندن مردمان با توسل به زور و خشونت ندارد. آنجا که نویسنده از زبان همین کشیش خطاب به پدر یوحنای مترجم میگوید: «رُشدی! آیا تو اعتقاد داری که خداوند نیازی به لشکر بزرگ، جنگ، خونریزی، یتیمان و بیوهزنان و مادران داغدیده و پدران جگرسوخته و جوانان سربریدهشده داشته باشد، تا دین و پیامش مورد قبول و پذیرش همگان قرار گیرد؟»
این رمان از نظر شیوه فنی و بافتار روایی مبتنی بر مهارت و خلاقیتی است که داستان اصلی را روایت میکند و آن داستان مترجم کهنسالی در روزگار عثمانی است که از بیماری نقرس رنج میبرد و درصدد آن است تا داستان زندگی و خاطرات روزگار سپریشده و سفرش به دیار غربت بهمنظور فراگیری زبانهای ایتالیایی و لاتین و ترجمه علوم و معارف و کتابهای آنها به زبان عربی را که آرزوی دیرینه پدرش بوده است، بنویسد؛ اما از آنجا که به سبب بیماری نقرس قادر به نوشتن نبود، مسئولیت نوشتن را به شاگرد آلبانیاییاش واگذار میکند و به مدت هفت شب و به زبانی ساده، داستان زندگی و خاطرات روزگار سپریشدهاش را برای او دیکته میکند. هر شب به فصلی از زندگی یا یکی از شخصیتهای اصلی فضای رمان (کشیش مارونی، پزشک انگلیسی، درشکهچی کُردتبار، شمعون نصیبینی، جرجیس عبدالمسیح، سابا الزجال، معشوقهاش إستر و...) میپردازد. از آنجا که روایت برپایه فرآیند یادآوری متناوب و بریدهبریده مترجم پیر است، زمان روایت-چنانکه از بافتار و گفتار رمان نیز پیداست- در دو خط زمانی پی گرفته میشود؛ خط نخست مربوط به دوران کودکی و جوانی راوی است که با وی همسفر میشود تا از لحظات اصلی سفر علمیاش بهرهمند شود. خط دوم مربوط به لحظات آنی نوشتن است که افزون بر آداب کتابت و روایتکردن، آمادهسازی جوهر و کاغذ، تهیه غذا و دمنوشهای درمانی برای درمان بیماری ادواری نقرس مترجم پیر، بیانگر درد و رنج راوی از بیماری، ضعف حافظه، کمسویی چشم، فقدان یاران و دوستان است.
بازگشت به تاریخ بهمنظور انتخاب ماده روایی، افزون بر حساسیتهای فراوان مربوط به ادیان در این دوران (روزگار عثمانی)، در ذات خود اقدامی بسیار خردمندانه از سوی نویسنده است، چه دورهای که جاندوست انتخاب کرده است مقارن با جنگهای صلیبی است که اساس و بنیاد آن مبتنی بر نزاع و تعارض دینی و درک ناروا از آموزههای جوهری دینهای اسلام و مسیحیت بوده است و بسیاری را به مسلخ و کام مرگ کشانده است. لذا با توجه به نظریهای که گفته میشود تاریخ همواره تکرار میشود، در وضعیت کنونی جهان بهطور عام و خاورمیانه و جوامع اسلامی بهطور خاص نگارش و ترجمه رمانهایی با هدف نهادینهسازی فرهنگ رواداری و دگرپذیری و پرهیز از جنگ، خشونت و تندروی بیش از هر زمان دیگری ضروری است. لازم به ذکر است، بنا به گفته ناشر بهمنظور نهادینهسازی هرچه بیشتر فرهنگ رواداری و دگرپذیری در جامعه ایرانی، دفتر دوم رمان «یوحنا؛ مترجمی از انطاکیه» با عنوان «زنگهای روم» نیز در دست چاپ و انتشار است و بهزودی به قلم همین مترجم و ناشر در دسترس خوانندگان قرار خواهد گرفت.
رمان «یوحنا؛ مترجمی از انطاکیه»، اثر جان دوست با ترجمه یاسین عبدی در 216 صفحه و با قیمت 76 هزار تومان از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه راهی بازار نشر شده است.
↧
روشنفکران امروز جلال را میکوبند ولی مشتاق دریافت جایزه جلال هستند/ روایی بودن؛ وجه برجسته «نمایندگان امر، نمایندگان کلام»
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، امروز هفتم بهمنماه در حاشیه برگزاری دومین نمایشگاه مجازی کتاب نشست «بررسی نمایندگان امر، نمایندگان کلام» با حضور آراز بارسقیان، مولف اثر و محمدصادق علیزاده و رضا کردلو، منتقدان ادبی برگزار شد؛ دبیری نشست را میثم رشیدی بر عهده داشت.
کتاب «نمایندگان امر، نمایندگان کلام» تمرکز خود را بر تاریخ و اتفاقات پیرامونی کانون نویسندگان ایران از سال 1345 تا 1357 میگذارد. در این کتاب خواننده با روایتهای متفاوت و تازه براساس خاطرات و یادداشتها و اسناد تا به امروز کامل منتشر نشده سازمان ساواک مواجه میشود. روایتهایی از افراد نامآشنایی همچون جلال آلاحمد، سیمین دانشور، غلامحسین ساعدی، رضا براهنی، محمود اعتمادزاده، علی اصغر حاج سیدجوادی، احمد شاملو، محمود دولتآبادی، اسماعیل خویی و تعداد دیگر از نویسندگان و شاعران. این روایتها تفاوت اصلی خود را در تازه بودن زاویه دید و مبنای روایتی در نظر میگیرند. این روایتها در سنجه خاطرات اعضای کانون نویسندگان ایران قرار گرفته است و از خلال آن جهتگیری برای تعریف تاریخ این کانون تا سال 57 بوده است.
در این آیین، آراز بارسقیان، نویسنده کتاب در سخنانی عنوان کرد: این کتاب از جمله آثار پژوهشی و غیرداستانی به شمار میآید که در آن ابتدا به اهمیت نقطه تلاقی با نویسندگان پیش از خود و در ادامه به مساله روایت و معضل آن پرداخته شده است.
بارسقیان افزود: لئو کوکمن، نویسنده کتاب «زمان دروغ میگوید» تاکید دارد که همه روایتها لزوما دروغ یا راست نیستند، بلکه مساله پیامدهای این روایتهاست. یک روایت واحد و خطی همیشه در خود دروغهایی نهفته دارد که ما را از اصل واقعه دور میکند.
وی تاکید کرد: با این پیشزمینه به سراغ معرفی کانون نویسندگان ایران رفتم. کانون یکی از نقاط تلاقی اجتماعی از روشنفکران ایرانی با گرایشهای متفاوت، محل بسیاری از مناقشات روشنفکری و در مواردی محل مسایل سیاسی و بدتر از آن امنیتی است.
بارسقیان ادامه داد: بررسی این کتاب از روزهای شکلگیری دوره اول کانون در سال ۱۳۴۵ آغاز میشود و تا آخرین روزهای اسفند ۱۳۵۷ ادامه مییابد. در این کتاب سعی شده بیشتر نوشتهها، روایتها و گزارشهای مستقیم و غیرمستقیم با کانون نویسندگان بررسی شود.
این کتاب به اقتباس از تاریخ پرداخته است
همچنین محمدصادق علیزاده، منتقد ادبی، در سخنانی در این نشست گفت: این کتاب اثر خلاقه ادبی است که به اقتباس از تاریخ پرداخته و نشان داده میتوان از اقتضائات تاریخ فاصله گرفت و در عین حال به روایت آن پرداخت.
وی ادامه داد: وجه برجسته این اثر استفاده از فرم روایی است که خواننده در آن بدون چالش و دستانداز جلو میرود و در کل یک اثر خلاق ادبی و قابل استفاده است. استفاده از فرم روایی کمک کرده مخاطب ارتباط آسانتری با تاریخ برقرار کند؛ چراکه پرداختن غیر روایی به اقتضائات تاریخ ارتباط آسانی را با خواننده برقرار نمیکند.
این روزنامهنگار و پژوهشگر با اشاره به فعالیتهای کانون گفت: نویسنده بر کانون نویسندگان تمرکز کرده که محل شعارهای له و علیه بسیار است و به دعواهای سیاسی و حواشی و اخلافهای موجود نیز اشاره میکند. این کتاب کمک میکند تا دانشجویان امروز با چهره واقعی بسیاری از شخصیتهای فرهنگی سالهای 45 تا 57 آشنا شوند و فارغ از هیجانهای سیاسی با بسیاری از واقعیتهای تاریخ ادبیات معاصر آشنا شوند.
این منتقد ادبی در پایان صحبتهایش گفت: در پرداختن به روایت تاریخی با خلق آثار ادبی باید چشمانداز را وسیعتر کنیم و از منابع بیشتری استفاده شود.
روایت یکسویه به کار نمیآید
همچنین در این نشست، رضا کردلو، منتقد ادبی در سخنانی با تاکید بر اینکه اکنون با مشکل تبیین واقعیتها مواجه هستیم، توضیح داد: بخشی از تاریخ را در داخل کشور و بخشی را نیز دشمنان جمهوری اسلامی حذف کردهاند و با تاریخ ناقص و معوجی مواجه هستیم که شبههای را برطرف نمیکند و همه جانبه نیست.
کردلو ادامه داد: این عامل باعث شده جوان امروز به سمت قرائتی که گستردهتر باشد، روی آورد. کتاب «نمایندگان امر، نمایندگان کلام» اثری قطور است که به شکلی گستردهتر به کانون نویسندگان پرداخته و با اشاره به تمام شهرهای ایران آن زمان تناقضها را مشخص کرده است.
وی با تاکید بر اینکه روایت یک سویه در تاریخ به کار نمیآید، عنوان کرد: بسیاری از نقدهایی که به این کتاب شده نتیجه یک سو نگری است. متاسفانه بسیاری از روشنفکران امروز جلال را میکوبند ولی مشتاق دریافت جایزه ادبی جلال آل احمد هستند.
↧
کتاب کودک در یک فرایند خلاق تولید میشود و با باید و نباید جور در نمیآید
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست «استانداردهای نشر کتاب کودک (بایدها و نبایدها)» از سلسله نشستهای دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران چهارشنبه (6 بهمنماه) با حضور احمد شاکری، سیدرضا کروبی، علی محمدپور، مریم جلالی و معصومه انصاریان در خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
احمد شاکری در ابتدای این نشست گفت: سوالی که برایم پیش آمده این است که آینده نشرمان در حوزههای مختلف چه اتفاقی قرار است برایش رخ بدهد؟ آیا قرار است وارد چرخه بینالمللی نشر با قواعد و قوانین خود بشویم یا دوباره با همان قواعدی که خودمان به آنها پایبندیم وارد بازار نشر بینالمللی میشویم. یکی از مفاهیمی که در بحث آینده نشر معمولا مطرح میشود نسبت میان ادبیات ملی و ادبیات جهانی است؛ به این معنا که چطور ادبیات ملی به عنوان پنجرهای برای ورود به ادبیات کشورهای دیگر میتواند این مسیر را فراهم کند تا آن مفهومی که از ادبیات در نظریه گوته بوده را بتواند برآورده کند.
وی افزود: یکی از مصادیق مهم هر کشور ادبیات کودک آن کشور است و برای اینکه بتواند در ادبیات جهانی نقش خود را ایفا کند، لاجرم نیاز به استانداردها و زبان مورد نظر خودش دارد؛ اینکه ما بتوانیم در مرحله پیش از تولید یک اثر و مرحله پس از تولید یک اثر چه مسیری را طی کنیم و با چه معیار و قوانینی پیش برویم. یکی از بحثهایی که معمولا در مرحله پیش تولید میشود، این است که عنوان استانداردسازی چه قراردادهایی میان یک نویسنده و ناشر اثر است؛ یعنی شیوه تعاملات میان پدیدآور و ناشر چگونه است؟ آیا ما قراردادهای یکسانی برای اینکه تعاملات خودمان را کانالیزه کنیم داریم؟ یعنی مسیری داریم که تعاملات ما را مشخص کند؟ به نظرم قرارداد مشخصی بین ناشر و نویسنده، تصویرگر و دیگر عوامل وجود ندارد و یکی از مراحل استانداردسازی این است که در کشورهای دیگر به واسطه تعریف این تعاملات پیش آمده که از مشکلات و اختلافاتی که قرار است بین این قشرها به وجود بیاید، جلوگیری میکند. استانداردسازی از اینجا شروع میشود تا مرحله تولید اثر که ما چه قواعدی را به واسطه اینکه ناشر سعی میکند آییننامهی خود اعلام کند تا زمان توزیع و نمایش و نقد کتاب. در این میان توجه به علاقه خواننده بسیار مهم است یعنی چطور ذائقه مخاطب را پیشبینی بکنیم.
انتظارمان از ناشرها را بالا بردیم
مریم جلالی در ادامه این نشست گفت: اساسا هر متنی که تولید میشود خود در مرکز قرار دارد و دو رکن اساسی دیگر دارد که یکی نویسنده و دیگری خواننده است. این تئوری ابتدا از نظریهپردازی به نام چتمن گفته شد که میگفت یک نویسنده جدی داریم و یک خواننده جدی و یک متن، در بین اینها نیز هر آنچه که قرار میگیرد مخاطبان ضمنی است.
وی افزود: مخاطبان ضمنی حتی میتواند خود نویسنده نیز باشد؛ چراکه وقتی اثرش را خلق میکند یک جایی اختیار را میدهد به دست آن کسی که در متن است و با آن ارتباط برقرار کرده است. اگر در حوزه کودک نتوانستیم زیاد موفق باشیم باید چند مورد را در نظر بگیریم که اینها نیز جز مخاطبان ضمنی قرار میگیرند. مثلا بنگاههای ادبی چقدر فعالیتشان سنجیده شده و عملکردشان جدی گرفته شده است؛ چه سازوکاری انجام شده تا نویسندگان خوبمان در جهان مطرح شوند و مهمتر از همه این اتفاقات را به گردن ناشر میاندازیم. فکر میکنیم کسی که ناشر شد باید بازار را در دست بگیر؛د نمیگویم نباید این کار را نکند؛ اما انتظارمان از ناشرها را بالا بردیم. این توزیع کار باعث میشود که اگر محدوده کار یک ناشر محدودتر شود، هم عمیقتر عمل میکند و هم حجم وسیعی از کارها به دست یک نفر نمیافتد و به همین خاطر خروجی که از ناشران میبینیم خروجی چندان خوب و عمیقی نیست.
در ادامه نشست معصومه انصاریان پشت تریبون آمد و گفت: اهداف کسانی که دغدغه استانداردسازی کتاب کودک را دارند، خیلی خوب است؛ اینکه ما بخواهیم کتاب کودک ارتقا پیدا کند؛ اینکه بخواهیم جلوگیری کنیم از چاپ و نشر کتابهای ضعیف و بیخواننده. من نیز با این حرکت موافقم؛ اما اطمینان دارم که با نظارت و اعمال بایدها و نبایدها کتب کودک ارتقا پیدا نمی کند. استانداردسازی کتاب کودک یک ماهیت پارادوکسی دارد و تناقضنما است. استانداردسازی ماهیتش نظارتی و کنترلی است، درحالی که کتاب کودک در یک فرایند خلاق تولید میشود و یک فرایند ذوقی است و نیازمند آزادی و رهایی است و با باید و نباید جور در نمیآید.
وی افزود: بایدها و نبایدها کارش محدود کردن و کنترل کردن است این حرفها را بعد از 32 سال کار در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میگویم؛ یعنی براساس تجربه حرف میزنم. نویسنده دل خوشی از ممیزی ندارد و این واقعیتی است که نه میشود نادیدهاش گرفت و نه میشود کم اهمیت تلقیاش کرد و هر اسمی روی این بایدها و نبایدها بگذاریم ماهیت آن را عوض نمیکند. به نظرم فرقی نمیکند که این بایدها و نبایدها توسط چه نهادی اجرا میشود؛ اگر از کارشناسان برای تدبیر موازین استفاده شود سطح کار قطعا موجهتر خواهد شد و با موازین علمیتر و کارشناسیتر روبهرو میشویم؛ اما اصل و جوهره اصلی آن بالا دستی و نظارتی است و با آزادی و استقلال نویسنده تناقض دارد.
این کارشناس ادبیات کودک و نوجوان با اشاره به راههای حضور در بازار جهانی نشر گفت: اگر میخواهیم در بازار جهانی عرض اندام کنیم و سطح کتابهای کودک را بالا ببریم و کتابهایی منتشر شود که قابلیت ترجمه داشته باشد، باید از نهادهای حامی کتاب حمایت کنیم و به جای رویکرد نظارتی، رویکرد حمایتی را انتخاب کنیم و از نهادهایی که به ترویج و توسعه کتاب میپردازند، حمایت کنیم.
فضای مناسب و امنی برای کودکانمان نیست
سخنران بعدی این نشست علی محمدپور بود که درباره بحث استانداردسازی گفت: بحث استانداردسازی در حوزه دیجیتال هنوز روند رشد خود را طی نکرده است و یک خدمات و سرویس جدیدی در حوزه کتاب کودک است و در ایران نیز هنوز ادبیاتش در بین ناشرین شکل نگرفته است، چه برسد به مخاطبان. در دنیای بیرون حوزه دیجیتال، کودک جایگاه خود را پیدا کرده است، همانطور که کتاب بزرگسال در حوزه نشر الکترونیک جایگاه خود را پیدا کرده است و در کشوری مثل آمریکا حدود یک سوم از تولیداتشان مربوط به حوزه کودک است و کتابهایی که در حوزه بزرگسال در نشر الکترونیک در این کشورها منتشر شدهاند، طبیعتا بیشتر از حوزه کودکونوجوان است. مثلا در کشورهای دیگر برنامهای به نام «اِپیک» وجود دارد که در آن بچهها کتابهای مورد علاقهشان را در اختیار هم قرار میدهند و کتابهایی معرفی میشود که بچهها براساس علاقهشان آنها را مطالعه میکنند و در آنجا میتوانند با بچههای کتابخوان دیگر تعامل کنند و معلم حتی در آن میتواند آزمون کتابی بگیرد و بچهها برداشتهای خود را ارائه دهند. استفاده از کتاب در این بستر هم ارزانتر و هم قدرتمندتر است و هر نوع دسترسی به مخاطبش میدهد.
وی افزود: در خیلی از پلتفرمهایی که در خارج از کشور ساخته شده، مربیان، معلمان و والدین میآیند و ارزشگذاری انجام میدهند و این مخاطب است که تصمیم میگیرد با چه سبک و امتیازی انتخاب کند. یعنی این بخش نظارتی آمده روی نظرات کاربران و مربیان و هر زمانی که ما نظارت را به دست نهادهای دولتی دادهایم، غیر از اعمال نظر سلیقهای و ایدئولوژیک بهره دیگری از آنها نبردیم. اگر میخواهیم مخاطبهای کتابخوان بیشتری داشته باشیم باید ظرفیتهای فناورانه بیشتری را اعمال کنیم و هنوز زیرساختهای این موضوع وجود ندارد و بسترهای امن برای این مسئله نداریم. برای مثال فضای مجازی فضای مناسب و امنی برای کودکانمان نیست.
سیدرضا کروبی در ادامه این نشست با توجه به موضوع مورد بحث گفت: استاندارد در واقع معیارهای کیفی پذیرفته و توافق شده برای رسیدن به کمیت و کیفیت مناسب است؛ البته استاندارد هم اسم و هم صفت است؛ اگر میگوییم یک چیزی با کیفیت است منظورمان از جهت مثبت آن است؛ اما نکتهی دیگر این است که برای محتوا هیچ گونه استانداردی قابل تعریف نیست.
وی در پایان گفت: کتابهای تالیفیمان به نسبت کتابهایی که در اروپا با تیراژهای بالا منتشر میشود، مثل مسابقه یک تیم محلی با یک تیم کلاس جهانی است. یعنی محله ماست با یک تیم جهانی که به اصطلاح این بار را باید ناشر به دوش بکشد تا کتابهای با کیفیت بومی درست شود و درحال حاضر با مشکلی روبهرو هستیم که کتابهای ترجمه در حوزه کودک از تالیف پیشی گرفته است؛ چراکه نگاه نظارتی وجود دارد. مثلا میگویند زامبی ترویج خشونت میکند و ... پس به همین خاطر استانداردسازی با اینگونه عمل کردن جواب نمیدهد و موثر نخواهد بود.
↧
↧
بخش کتابهای آموزش زبانفارسی به غیرفارسی زبانها متولی ندارد
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست «نقش مراکز آموزش عالی و ناشران دانشگاهی در تامین منابع آموزشی زبان و ادبیات فارسی برای غیرفارسی زبانان» از سلسله نشستهای فرهنگی دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، چهارشنبه (6 بهمنماه) با حضور عباسعلی وفایی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی و رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پکن، امیرسعید کرمی، معاون گسترش زبان و ادبیات فارسی و ایرانشناسی در خارج از کشور مرکز همکاریهای علمی بینالمللی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، حسین هاجری عضو هیات علمی سازمان سمت و مدرس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه سارایوو و صلاح محمد جلوخان، استاد زبان و ادبیات فارسی و رئیس گروه جهانگردی دینی دانشگاههای اهل بیت(ع) کربلای معلا- عراق، با دبیری مصطفی غلامحسینزاده در موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
در ابتدای این نشست غلامحسینزاده دبیر نشست از اهمیت کتابهای آموزشی در گسترش زبان و ادبیات فارسی در خارج از مرزها سخن گفت و بیان کرد: در بسیاری از دانشگاهها و مراکز آموزشی خارج از ایران، زبان و ادبیات فارسی تدریس میشود و تالیف کتابهای آموزشی و کمکآموزشی سازمانهایی مثل سازمان مطالعه و تدوین کتب دانشگاهی در علوم اسلامی و انسانی (سمت) که در ایران نقش تامین این کتب را به عهده دارند، بسیار حائز اهمیت است و این سازمان تلاش کرده منابع مختلفی در زمینه کلیات دستور زبان فارسی، نثر ساده فارسی، شعر ساده فارسی، کلیات تاریخ ادبیات فارسی، ایرانشناسی، شعر انقلاب اسلامی و... که بسیار مورد استقبال مراکز دانشگاهی خارج و داخل کشور قرار گرفته است تالیف و منتشر کند.
عباسعلی وفایی استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی و رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پکن که نخستین سخنران این نشست بود، درباره مراکز آموزش عالی و دانشگاهی بینالمللی کشور چین در حوزه زبان فارسی بیان کرد: کشور چین یکی از کشورهایی است که از تعدد کرسیهای زبان و ادبیات فارسی در دانشگاههای خود بسیار سود میبرد.
وی ادامه داد: ۲۰ گروه زبان و ادبیات فارسی در دانشگاهها و هفت مرکز ایرانشناسی در کشور چین وجود دارند که رشته زبان و ادبیات فارسی در آنها تدریس میشود و با توجه به روابط فرهنگی اخیر ایران و چین وجود منابع آموزشی بهروز در آموزش زبان و ادبیات فارسی در این کشور ضروری بهنظر میرسد. این درحالی است که ما در کشور چین از محدودیت منابعی که در دانشگاهها تدریس میشود، رنج میبریم.
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با اشاره به منابع فارسی موجود در چین گفت: منابع زبان و ادبیات فارسی موجود در دانشگاههای چین نیز، منابعی بسیار قدیمی است و ضعف آنها در این است که از ادبیات معاصر ما اطلاع چندانی ندارند و با توجه به اینکه طبق قوانین کشور چین به آثار استادان ایرانی اجازه چاپ داده نمیشود، لازم است بین استادان و دانشجوهای ایران و چین و بین مراکز علمی و پژوهشی دانشگاههای این دو کشور ارتباط تنگاتنگی برقرار شود. همچنین لازم است شرایطی فراهم آید که استادان چین نیز تالیفاتی در زمینه زبان و ادبیات فارسی داشته باشند و این میتواند به همافزایی بیشتر دانشگاههای ایران و چین منجر شود.
حسین هاجری دیگر سخنران این مراسم طی سخنانی گفت: از 18 تحقیق بزرگ بینالمللی انجام شده در حوزه آموزش 15 تحقیق این موضوع را تایید کرده است که مهمترین مساله آموزش، کتاب درسی است. این نکته را از این جهت عرض کردم که اگر کرسیهای متعدد زبان ادبیات فارسی داشته باشیم؛ اما کتاب آموزشی خوب نداشته باشیم با مشکل اساسی روبهرو خواهیم شد.
عضو هیئت علمی سازمان سمت در پاسخ به این سوال که چرا ما در حوزه کتابهای آموزشی تا این حد مشکل داریم؟ عنوان کرد: ما در حوزه آموزش زبان فارسی هنوز نوپا هستیم و اگر بخواهیم خودمان را با زبانهای بزرگ دنیا از جمله انگلیسی یا فرانسوی مقایسه کنیم میبینیم تجربه زیادی نداریم.
هاجری با بیان اینکه در کشور ما پژوهشهای زیربنایی برای تالیف کتابهای آموزشی انجام نشده است، گفت: ما هنوز نمیدانیم 500 واژه آکادمیک ما کدامها هستند. وقتی چنین شاخصههایی نداریم نمیتوانیم کتاب خوبی در حوزه آموزش تالیف کنیم. از سوی دیگر ما هنوز نمیتوانیم برچسب رسمی یا غیررسمی به یک سری از واژهها بزنیم پس چطور میخواهیم کتاب در این حوزه تالیف کنیم؟
وی با اشاره به اینکه در اقتصاد نشر، کتابهای آموزشی سودآور نیست توضیح داد: به همین دلیل بخش خصوصی و دولتی تمایل چندانی به تالیف کتب آموزشی ندارند. حتی بخش دولتی اگر کتابی منتشر میکند براساس نیازها و سفارشهای خودش بوده است. بنابراین وقتی هیچ دستاوردی برای ناشر و مولف وجود ندارد ناشران وارد این عرصه نمیشوند.
این مدرس زبان و ادبیات فارسی افزود: همچنین مشکل دیگری در ارسال فیزیکی کتاب وجود دارد؛ چراکه به دلیل هزینههای بالایی که مشمول آن میشود و نیز تحریمهای کنونی این هزینهها بیشتر شده و به همین دلیل ارسال کتاب بیشتر از طریق مسافران صورت میگیرد.
وی با تاکید بر اینکه تعیین متولی راهحلی برای رفع این مشکلات است گفت: اکنون هیچ سازمانی در کشور ما خودش را مسئول نشر و ارسال کتابهای آموزشی به غیرفارسی زبانها نمیداند. شایستهترین متولی برای تهیه کتاب زبانفارسی و تاسیس کرسیهای زبان و ادبیات فارسی وزارت علوم است. بنابراین اگر وزارت علوم متولی این کار شود و بتواند از مراجع بالادستی هم کمک بگیرد بسیار موثر خواهد بود.
هاجری در توضیح موضوع اعزام استادان گفت: در شرایط فعلی استفاده از ظرفیت استادان اعزامی میتواند خیلی اتفاق مثبتی در این زمینه باشد و ما میتوانیم از این ظرفیتها استفاده کرده و کتاب تولید کنیم.
وی با بیان اینکه میتوان در ادامه کتابهای تولید شده را به صورت الکترونیک و رایگان در اختیار تمام جهان قرار داد افزود: چنین کاری از لحاظ مالی، سرمایه عظیمی را برای وزارت علوم به دنبال نخواهد داشت؛ اما سرمایه عظیم معنوی تولید خواهد کرد.
در ادامه این نشست امیرسعید کرمی معاون گسترش زبان و ادبیات فارسی و ایرانشناسی در مرکز همکاریهای علمی بینالمللی وزارت علوم اظهار کرد: مقام معظم رهبری چند روز پیش درباره فرهنگ سخن گفتند و بر گسترش زبان و ادبیات فارسی و ایجاد راهکارهای ساختاری و علمی برای گسترش زبان و ادبیات فارسی تاکید کردند، که صحبتها اهمیت این موضوع را یادآور میشود.
وی با اشاره به محتوای مطرح شده از سوی سخنرانان قبلی و تایید آنها توضیح داد: از موانع بزرگی که بر سر گسترش زبان و ادبیات فارسی در جهان است، عوامل تاثیرگذار بر آموزش زبانفارسی و تالیف کتب آموزشی در این زمینه است. بنابراین لازم است سازمان سمت از الگوهای جدید و روشهای تکنولوژیک اخیر مثل داشتن نشانههای الکترونیکی و استفاده آنلاین از کتابها را مورد توجه قرار دهد.
کرمی تصریح کرد: آموزش زبان و ادبیات فارسی از این لحاظ که به دانشجویان رشتههایی چون فلسفه هنر ایرانی، تاریخ ایران و...کمک شایانی برای ایرانشناسی میکند، حائز اهمیت است.
وی در انتهای سخنان خود بحث اشتغال زبان آموزان غیرفارسی در مقطع ارشد را مطرح کرد و آن را مسئله دیگری دانست که قابل بحث است و لازم است تدبیری برای آن اندیشیده شود.
صلاح محمد جلوخان، رئیس گروه جهانگردی دینی دانشگاههای اهل بیت (ع) سخنران چهارم این نشست بود که به اهمیت روابط فرهنگی و زبانی بین ایران و عراق برای عراقیها اشاره کرد و گفت: زبان فارسی در کشور عراق و در بین مردم این کشور بسیار مهم و پرطرفدار است و ما اینجا انبوهی از کتابهای آموزش زبانفارسی در مقاطع پیش از دانشگاه داریم که بسیار پرفروش هستند؛ اما مشکل اصلی ما کمبود کتابهای دانشگاهی است.
وی ادامه داد: ما در عراق مشکل کمبود کتاب آموزش در واژگان فارسی و دستور زبان فارسی نداریم؛ اما در گروه دانشگاهی مثل دانشگاه بغداد و کوفه، گروههای زبانفارسی نیازمندیهای زیادی در حوزه فرهنگلغت و وسایل آموزشی دارند.
صلاح محمد جلوخان با اشاره به مشکلات موجود گفت: به دلیل سختی سفر به ایران نیاز به یک کتابخانه علمی داریم و یکی از مهمترین ویژگیهای یک کتاب آموزش زبان، داشتن نظریههای مهم آموزشی است که اهداف مختلف برای آموزش زبان را توضیح دهد.
وی ادامه داد: پیشنهاد من برگزاری همایشها و نشستهای بیشتر مربوط به زبان و ادبیات فارسی با حضور استادان مختلف از دانشگاههای مختلف جهان به ویژه کشورهای عربی است تا بتوانیم راه مشترکی برای پیشرفت زبانآموز فارسی در خارج از مرزهای ایران ایجاد کنیم.
رئیس گروه جهانگردی دینی دانشگاههای اهل بیت (ع)در پایان گفت: همچین نیاز به روش تدریسی و روش آموزشی در زبان فارسی داریم که دو روش مجزا هستند و در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری کتابهای لازم در این حوزه برای ما وجود ندارد و آموزشگاهها و دانشگاههای ما از کمبود کتابهای تالیفی در این مقطع رنج میبرند و انتظار میرود همان کتابهایی که در دانشگاههای ایران در رشته زبان و ادبیات فارسی تدریس میشود، در دانشگاههای عراق نیز تدریس شود.
↧
نقد تخریب و گستاخی نیست/ کتابهای نقد ادبی خریدار ندارد
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست «آسیبشناسی نقد ادبی در سالهای اخیر»، از سلسله نشستهای دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، چهارشنبه (6 بهمنماه) با حضور محمدرضا سنگری، علی کاشفیخوانساری و شهریار عباسی در خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
محمدرضا سنگری به عنوان نخستین سخنران در این نشست گفت: همیشه تاکیدم در قلمروهای گوناگون روی برگزاری نقد و بررسیهای مختلف بوده تا بتوانیم به خلق و باروری این حوزهها امید ببندیم. وضعیت بیمارگونهی نقدادبی که با آن روبهرو هستیم راههای برونرفت دارد؛ زمانی ما میتوانیم از این حالت خارج شویم و چشمانداز روشنی داشته باشیم که تحلیل درستی از نقد ادبیمان داشته باشیم.
وی افزود: نخستین و اساسیترین نکته و شاید مسئله کلان حوزه نقد ادبی، نوعی نقد هراسی است که در جامعه ما وجود دارد. طی جستوجویی که کردم در هیچ کشوری چنین نقد هراسی ندیدم و درواقع فهم از نقد ادبی فهم ناروا و نادرستی است؛ لذا باید چند نکته را بازگو کنم که مخاطب بداند نقد ادبی چه چیزی نیست. نقد ادبی نقد رسواگرایانه نیست؛ این را همه باید بدانند که نقد ادبی نقدی نیست که بخواهد تحقیر کند. نقد ادبی برکشیدن بیروا و بیهوده نیست؛ یعنی در نقد ما چیزی از آن شخص فراتر از آنچه که هست نمیخواهیم و در نقد ادبی مبالغه نمیکنیم. گاهی این نقدهای نادرست چنان تصویری از نویسنده میسازد که نویسنده خودش هم
باورش میشود که واقعا این تصویر درست است.
سنگری با گلایه به برخی برداشتها نسبت به نقد ادبی گفت: نقد تخریب و گستاخی نیست و قصد فروپاشی و فروریختن شخصیت کسی را ندارد. نقد ادبی حسادت و انتقامجویی هم نیست؛ گاها دیده میشود کسانی برای آرامشخاطر خودشان نویسنده را میکوبند و اسمش را نقد میگذارند.
وی افزود: نقد ادبی جستوجوی زخمها نیست به قول منتقد بزرگ روسی، ناقد ادبی کسی نیست که مثل مگس به دنبال نقاط آلوده بگردد و همان جا بنشیند حالا اگر اینها نیست پس نقد ادبی چه چیزی است؟ نقد ادبی ارزیابی و ارزشیابی است، نقدادبی رابطه منصفانه و عالمانه با متن برای شناساندن زوایای پنهان متن است، تلاش بر آفتابی کردن قسمتهای خاکستری متن است و ما را کمک میکند که یک کتاب را چندبار بخوانیم و مفاهیمی را دریابیم که در بار اول که کتاب را میخوانیم نفهمیم.
این منتقد ادبی در توضیح نقد ادبی گفت: نقد ادبی جزیی از نقد کلی اجتماعی است؛ یعنی در جامعهای قرار داریم که نقد سیاسی را برنمیتابند، نقد اجتماعی را تحمل نمیکنند و طبیعتا در نقد ادبی نیز این اتفاق خواهد افتاد. مسئله دیگر این است که خودم مولف کتابهای درسی هستم و معتقدم اگر مسئله نقد را از دبستان و دبیرستان شروع نکنیم، با ضایعهای بزرگ روبهرو میشویم؛ مثلا وقتی به کتابخانهای میرویم در قسمت نقد ادبی هیچ کتابی را نمیبینیم که دنبالکننده داشته باشد. اگر هم داشته باشد برای نوشتن مقاله دانشگاه است و اساسا کتابهای نقد ادبیمان خریدار ندارد. این یعنی جامعهمان برای نقد تربیت نشده است یعنی اینکه نه از کودکی بچهها را نقدپذیر کردیم و نه نقدآموزی یادشان دادیم و اصلا تمرین نقد نکردند و وقتی بچهها از کودکی ارزش نقد را نمیدانند دیگر چه برسد به دانشگاهیان. اگر از دوره ابتدایی نقد را شروع نکنیم و بچهها ارزش نقد و زیبایی نقد را بفهمند و این لذت را کشف کنند، من معتقدم هیچ لذتی معادل این کشف نیست.
علی کاشفیخوانساری در ادامه مراسم پشت تریبون آمد و گفت: اول باید از خودمان سوال کنیم که آیا نیاز است که ما نقد ادبی داشته باشیم؟ و اصلا چرا نگران این هستیم که چرا نقد ادبی رو به افول رفته و به خوبی نقشآفرینی نمیکند. اصلا کجا آمده است که نیاز است ما در زمینه نقد ادبی آثاری داشته باشیم؟ به نظرم نقد ادبی را باید در چرخهی زایش و خوانش متن دید. یعنی یک مجموعه و نظامی وجود دارد که از خلق آثاری شروع میشود تا انتشار، خوانده شدن و دیگر موارد. نقد نیز عاملی است که در این نظام و ماشین نقشی را ایفا میکند. برای بهتر حرکت کردن این مسیر یعنی هدف نهایی این است که آثار خوبی خلق شود و فهمیده شود و قرار است در این دایره ایفای نقش کند.
کاشفی خوانساری ادامه داد: نقد گاهی خاصیت ترویجی و تسهیلگری پیدا میکند و مروج آثار خوب میشود؛ گاهی در مقام مشاور و کارشناس عمل میکند؛ گاهی به عنوان مشاور پدیدآورندگان قرار میگیرد؛ گاهی نقد تشکیل شده از نظریه، گاهی تشکیل شده از نقدهای گزارشگرانه، گاهی به ارزیابی میپردازد و گاهی نقشش حاشیهنویسی و تحلیل کردن است.
وی افزود: نشریات دانشگاهی بسیاری داریم که باید تجلیگاه علم باشند و جریانهایی از نقد باشند؛ اما این اتفاق نمیافتد؛ چراکه میگویند نوشتن نقد هیچ امتیازی ندارد و هدف از چاپ آثار در این نشریات صرفا گرفتن درجه و امتیاز و رتبه است و تمام مقالات با روابط پیچده ناسالم چاپ میشوند. یکی از مشکلات امروز نقد ادبی در کشورمان فضای ناسالم آکادمیک است که در دانشگاهها رواج دارد قطعا نقد ادبی میتواند کارآمد باشد به شرطی که در مقام درست اجرا شود.
وی افزود: در هر حوزهای اگر بخواهیم با شکوفایی روبهرو باشیم، باید به نیاز مخاطب توجه کنیم؛ اما نهادها نیز میتوانند کمک بزرگی در شکوفا کردن نقد ادبی داشته باشند. وقتی میگویم نهاد یکی از مصداقش میشود انجمنها، جشنوارهها و مسابقهها که سوال من این است آیا انجمن منتقدان ادبی داریم؟ پس باید انجمن و تشکلی ساخت تا نویسندهها و منتقدان در کنار هم جمع شوند و این رویکرد درست عمل کند.
جامعه ایران جامعهای نقدپذیر نیست
شهریار عباسی نیز در ادامه مراسم گفت: واقعیت این است که یک سری کارهایی که در جامعه انجام میشود، در پی یک بلوغ اجتماعی است و به طور کلی نقد ادبی حاصل یک بلوغ اجتماعی است و نقد نیز که یک مرحلهای از خواندن و فهمیدن است، یک مسئله تازهای است و این دست من نیست که جامعه ایران را نقد کنم؛ اما کاملا روشن است که جامعه ایران جامعهای نقدپذیر نیست و جامعه ادبیمان هم جدا از مردم نیست. همانطور که اشاره شد در حوزه دانشگاهی و دقیقا نمیدانم چرا نقد ادبی در دانشگاه به یک رفعتکلیف تبدیل شده است.
عباسی در ادامه گفت: نقد یک حوزه کاملا تخصصی است و باید در تربیت متخصصان نقد بکوشیم؛ البته که جامعه باید پذیرش نقد را داشته باشد؛ اما ما متخصصان آشنا به فنون نقد نداریم. مسئله دیگری که به آن اشاره میکنم این است که درسته که در رسانهها نیز باید نقد صورت بگیرد؛ اما اساس و پایه این کار باید در دانشگاهها انجام شود و فکر میکنم دانشگاه در این زمینه بسیار عقب است و کارش را درست انجام نداده است.
این نویسنده و منتقد ادبی در پایان گفت: مشکلی که وجود دارد انقطاع بین نویسندهها و دانشگاه است؛ یعنی نویسندگان به دانشگاهها دعوت نمیشوند و در دانشگاهها تدریس و کارگاه ندارند و تجربههای نویسندگیشان را با دانشجوها در میان نمیگذارند و این وظیفه مدیران است که این بسترها را فراهم کنند؛ اما برای آنها سخت است که کسی کمسنتر از خودشان است بیاید و تجربههایش را با دانشجوها در میان بگذارد و اصلا قبول ندارند که میشود کارهای نویسندگان را خواند و انگار که تابویی وجود دارد. به نظر این دوستان باید حتما درباره انسانهای بزرگی صحبت کنیم که حتی آنها نیز باید خارجی باشند.
↧
ضرورت الزام ناشران به استفاده از ویراستاران حرفهای/ ویراستار علمی به کار ویرایش علمی نمیآید
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آتوسا زرنگارزاده شیرازی، داستاننویس و برگزیده قلم زرین در نشست «شناخت و ویرایش داستان» که در قالب سلسله نشستهای فرهنگی دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، عصر امروز (ششم بهمنماه) به میزبانی خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد، از غیاب کارگزاری ادبی به عنوان حلقه مفقوده در ادبیات کشورمان یاد کرد و گفت: کارگزار ادبی رابط میان نویسنده و ناشر است که اثر را به ویراستار میدهد. از سوی دیگر تنها تعداد محدودی از ناشران به استخدام ویراستاران حرفهای میپردازند و اغلب از نویسنده درخواست میکنند که خود ویراستاری برای اثرش پیدا کند.
این نویسنده با تاکید بر اینکه ویراستاری به معنی گذاشتن علایمی چون نقطه و ویرگول در متن نیست، گفت: وقتی با ادبیات داستانی برخورد میکنیم، خود زبان هدف است و اگر ویرایش ادبی را به یک ویراستار علمی بسپاریم، در کارش شکست میخورد؛ چراکه با اتفاق زبانی آشنا نیست. گاه نویسنده از روی عمد جای عناصر داستانی را تغییر میدهد و برخی کارهای ابتکاری وی اجتنابناپذیر است. اگر ویراستار با ادبیات داستانی آشنا نباشد و زبان داستان را نداند و سبکها را نشناسد به متن نویسنده ضربه وارد خواهد کرد.
وی با اشاره به اینکه عمر ویرایش ادبیات داستانی کشور ما تنها 50 سال است و در مرحله نوزادی به سرمیبرد، ادامه داد: هنوز بسیاری از ناشران با اهمیت کار ویراستار آشنا نیستند.
زرنگارزاده همچنین با تاکید بر اینکه ویراستار ادبی باید سبکشناس و در تعامل با نویسنده باشد، گفت: در ایران حیطههای کار ویراستار شناخته نشده و باید دانست که حیطه ادبیات داستانی متفاوت است و در ویرایش ادبی حتی اگر علایم نگارشی اصلاح و تغییر داده نشود بیاشکال است.
تمام نویسندگان به ویراستار نیاز دارند
وی همچنین تصریح کرد: هیچ نویسندهای نمیتواند اثر خود را ویرایش کند؛ چراکه به کارش احساس تعلق دارد. امیدوارم انجمن صنفی ویراستاران به طور جدی پیگیر ملزم کردن ناشران به استخدام ویراستاران حرفهای شود تا با موج اشکالها در حوزه تالیف و نشر مواجه نشویم.
این نویسنده با اشاره به مشکلات حوزه نشر گفت: در تالیف و نشر و ویرایش به دور و تسلسل دچار شدهایم؛ ناشر از نویسنده هزینه نشر میگیرد و خود نویسنده ناچار است ویراستار اثرش را پیدا کند که در شرایط اقتصادی کنونی دشوار است. این دور و تسلسل نتیجه وضعیت نامطلوب اقتصاد، کاهش سرانه کتابخوانی و گرانی کاغذ است و ناشران بر آثار نوقلمان سرمایهگذاری نمیکنند، مگر اینکه کارش عالی باشد. گاه افرادی با حضور در چند جلسه کارگاه داستاننویسی احساس میکنند نویسنده هستند و حاضر میشوند هزینه نشر و ویرایش را نیز بپذیرند که اشتباه است.
ویراستار ادبی باید با روح متن ارتباط گیرد
همچنین در این نشست، فرشته احمدی، داستاننویس و ویراستار در سخنانی عنوان کرد: هنوز بسیاری از ناشران با اهمیت کار ویراستاران آشنا نیستند و حتی ناشران بزرگ ما به ویراستار احساس نیاز نمیکنند. شاید بتوان با بهرهگیری از نرمافزارهای ماشینی اشتباههای انشایی، املایی و دستوری را برطرف کرد، ولی ویرایش تنها به این موارد محدود نمیشود و ویراستار باید در حوزه ادبیات رویکردی خلاقانه داشته باشد. به عبارت دیگر باید در ویرایش ادبی به متن و زبان به عنوان عنصری زنده و در حال تغییر نگاه شود.
وی افزود: ویراستار در برخورد با متن ادبی باید با روح متن ارتباط بگیرد؛ البته گاه درباره آثار مفاخر درگذشته تنها باید به برطرف کردن اشتباههای املایی و رسمالخط اکتفا شود. همچنین در ویرایش آثار نویسندگان مجرب و شناخته شده که خواننده با سبک خاص آنها خو گرفته نمیتوان تغییری در سختار و نوشتار متن ایجاد کرد. دشواری کار ویراستار تشخیص روح داستان و شناخت تفاوت متون مختلف است. هر متن ویرایش خاص خود را میطلبد.
وی درباره برخی اشتباهات گفت: گاهی در آثار داستاننویسان نمیتوان گفت مطلبی اشتباه مطلق است. با همدلی و توافق میتوان مطالب را به نویسنده پیشنهاد داد و نویسنده اگر تعمدی در به کار بردن آن مورد داشته باشد، نمیپذیرد. البته در اغلب موارد تغییرات اعمال شده در متون و توجه به تذکر ویراستار به سود نویسنده است.
ویراستار به منزله تدوینگر در فیلم است
همچنین در این نشست، علی حسنآبادی، ویراستار 200 عنوان کتاب در سخنانی تاکید کرد: تجربه در حرفه ویراستاری اهمیت زیادی دارد. اغلب ویراستاران خود دارای ذوق و ابزار نویسندگی هم هستند. حیطه کار ویراستار فرم است؛ ولی در محتوا نیز دست میبرد و آگاهانه کلمات را تغییر میدهد به گونهای که نقش تدوینگر را در فیلم دارد.
وی در پایان گفت: ویرایش ادبیات داستانی برخلاف ویرایش صوری عرصه باید و نباید نیست و محل رفاقت و انعطاف است. وقتی یک متن داستان را به ویراستار ادبی میدهند باید ابتدا نویسنده را کاملا بشناسد، سپس به خوانش متن بپردازد و پس از ویرایش صوری به ویرایش محتوایی اقدام کند. معیار قطعی در ویرایش وجود ندارد و ویراستار داستان با ورود به هر متن دوباره ویراستار میشود.
↧
«دوراهی» و «دقایق» در اختیار علاقهمندان شعر قرار گرفت
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سیدعلیرضا شفیعی، شاعر جوان اهل اهواز است که انتشارات شهرستان ادب، نخستین اثر وی را با عنوان «دوراهی» به چاپ رسانده است.
شفیعی طلبه علوم دینی است و اشارات جابهجای وی طی غزلهای کتاب، از توشه معرفتی این شاعر جوان حکایت میکند.
شفیعی در اشعار متعددی از کتاب نشان داده که قالب غزل و ظرفیتهای آن را به خوبی میشناسد. در ادامه چند بیتی از این کتاب را میخوانیم:
«با دل امّیدوار خویش در هر محفلی
چشم چرخاندم به شوق دیدن صاحبدلی
برکهام آن برکۀ بیهمکلام شوربخت
نیست در تقدیر من انگار ماه کاملی...»
مجموعه شعر «دوراهی» شامل ۲۷ غزل و ۱۱ رباعی است که در ۷۶ صفحه در دسترس مخاطبان عالم شعر قرار گرفته است.
مجموعه 41 غزل در «دقایق»
همچنین «دقایق» عنوان مجموعه 41 غزل از تاجمحمدی است. سعید تاجمحمدی، شاعر اهل کاشمر، یکی از نامهایی است که توانسته با بهرهگیری از بیانی روشن و زبانی محکم، در عرصه غزل معاصر قدم بزند و آثاری خواندنی از خود بر جای بگذارد.
غزلهایی که گاه لذت خوانش آنها، مخاطب را به مروری دوباره وادار میکند. در چند بیت از این مجموعه میخوانیم:
«در این عالم مرا تنها خیالِ با تو بودن بس
که من غیر از تو در تنهایی عالم ندارم کس
نگاهت کردم و در سینه حبست کردم، از آن دم
گرفتار توام در این دل عاشق، در این محبس...»
شعر تاجمحمدی از توجه به زندگی هم خالی نیست و به عنوان مثال، به واسطهٔ شغل معلمی، برای دانشآموزانش چنین سروده است:
«می شود در نگاهشان خواندن
حل مشکل ترین معما را
دست در دستشان قدم زد و رفت
همۀ جاده های رویا را
پای لبخندهایشان عسل است
طعم صبحانههای هر روزم
گرد گچهای زرد تخته سیاه
بهترین جامههای زردوزم»
نوآوری در انتخاب ردیف و قافیه و توجه به ظرایف زبانی و بیانی، کتاب «دقایق» را تبدیل به اثری خواندنی کرده است که میتوان با مطالعه آن، با فضای شعر جوان و جدی کشور، بیشتر آشنا شد.
↧
↧
آموزش ساده و ملموس شعر در«آینهدان»
مهدی فرجی، مولف «آینهدان» در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با بیان اینکه این کتاب دو فصل دارد و در آن تلاش شده در کنار مرور شگردها و شیوههای سرایش، ضمن گفتاری ملموس و با دیدی ذوقی و نو، برای خواننده حرفهای نیز لذت همسخنی فراهم شود، عنوان کرد: در این اثر با نگرشی تحلیلی- تجربی که حاصل دو دهه آموزش کارگاهی شعر است، افزون بر فنون ادبی و کاربردهایش به ذوق و ارتباط آن با روان شاعر توجه شده است.
وی توضیح داد: فصل اول به مقولات مقدماتی و فصل دوم نیز به مباحث پیشرفته آموزش شعر اختصاص دارد. زبان فصل اول سادهتر است و برای نوجویان عرصه شعر کاربرد دارد تا کلید ورود به عرصه سرایش را کسب کنند. این فصل از تعاریف شروع شده تا خواننده به درکی عمومی از شعر دریابد و رویکردی تحلیلی دارد.
فرجی با اشاره به ویژگیهای فصل اول گفت: فصل اول بیشتر جنبه آموزشی دارد و باز زبانی ساده آرام آرام مخاطب را به سمت کشف لذتهای شعری میبرد. در این فصل به عمد از گفتمان آکادمیک پرهیز شده تا برای مخاطب التذاذ حاصل شود.
وی ادامه داد: فصل اول به تبیین نظرگاههای مختلف درباره شعر، حالات شاعرانه و زبان به عنوان ابزار شعر اختصاص یافته است و مخاطب از جاده خیال به سوی شعر حرکت میکند و با فنون ادبی آشنا میشود. در آموزش فنون ادبی ابتدا به «بیان» پرداخته شده و سپس عروض و قافیه و موسیقی شعر آمده است.
این شاعر در معرفی فصل دوم «آینهدان» عنوان کرد: این فصل به شکلی تخصصیتر به مرور سرگذشت شاعران و شکلهای مختلف ادبی از ابتدا تا امروز پرداخته و در پایان هر سبکشناسی بخش درسی از تاریخ گنجانده شده است. شاعران یک صدای انتزاعی و چهره بیصورت یا نوشته رها شده در سطور نیستند و فقط شعر نگفتهاند، بلکه با شعر زندگی کردهاند.
فرجی با اشاره به بخش تمرینی کتاب اظهار کرد: هر دو فصل دارای تمرینهایی هم هستند و در بخش تاریخ ادبیات پیشنهادهایی نیز مطرح شده است. از جمله مطرح شده که مقطع بازگشت ادبی بهتر است به رجوع ادبی تغییر نام دهد، چراکه فاقد ارتجاع و بازگشت به عقب است؛ وگرنه از دل آن قاآنی با آن قدرت زبانی برنمیخاست. همچنین باید به نقش خاص علی اکبر خان شیدا و تصنیفهای وی در پیش از مشروطه در تغییر نگاه کلاسیک شاعران و منجر شدن به غزلهای زیبای شهریار توجه شود.
فرجی تاکید کرد: این کتاب دارای مباحث تکمیلی در آموزش بدیع و معانی، نمونههای شعری، مباحث زیباییشناسانه و نیز روانشناسی (باتکیه بر کتابهایی از جمله آثار یونگ و برن و آثار سبکشناسانه) است. اینها را مطرح کردم تا بگویم که شاعران انسانهایی غیر عادی نیستند، بلکه تنها کودک درون بارزتری دارند.
این شاعر و مدرس حوزه ادبیات از «آینهدان» به عنوان درسنامهای ساده و ملموس یاد کرد و افزود: در این کتاب همچنین به نقش الهام و شهود در شعر و نقدهای ادبی نیز پرداخته شده و برای نگارش این اثر از بررسی 200 منبع استفاده شده است.
کتاب «آینهدان»، اثر مهدی فرجی در 576 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به قیمت 218 هزار تومان از سوی نشر روزگار راهی بازار نشر شده است.
این کتاب ساعت ۱۷ روز شنبه (نهم بهمنماه) همزمان با زادروز نویسنده در خانه کتاب شفق واقع در شهرک غرب رونمایی میشود.
↧
جوایز ادبی باعث مطرح شدن آثار داستانی میشوند، نه ماندگاریشان/ نویسنده بودن همواره سخت بوده و است
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «ح دوچشم» عنوان مجموعه داستانی است به قلم محبوبه حاجیاننژاد که نامش در فهرست نامزدهای چهاردهمین دوره جایزه ادبی جلال آلاحمد قرار گرفته است؛ مجموعهای شامل ۶ داستان کوتاه که به گفته نویسنده اثر، ایده نگارش داستانهایش از دل سادهترین اتفاقات در دل زندگی روزمره شکل گرفتهاند.
محبوبه حاجیاننژاد متولد سال ۱۳۶۳ در دامغان است و در رشته مترجمی زبان انگلیسی تحصیل کرده است. او بیش از ۱۰ بار به مقام برتر و برگزیده در جشنوارههای داستان کوتاه کشور دست یافته و تالیف آثاری چون «هشت بهشت» و رمان «یاماها» و همچنین ترجمه کتابهای «صبح جادویی» اثر هال الرود، «حکمت شادان» اثر نیچه و «جامه سرخ» شامل خاطرات خود نوشت شهید احمد امی را در کارنامه دارد.
مجموعه داستان «ح دوچشم» از این نویسنده و مترجم که توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده، یکی از نامزدهای دریافت جایزه جلال آلاحمد در بخش داستان کوتاه است؛ به همین بهانه به سراغ این نویسنده رفتیم تا درباره ویژگیهای داستانهای این مجموعه و همچنین اهمیت و تاثیر جوایز ادبی با او گفتوگو کنیم.
ابتدا کمی درباره موضوع محوری داستانهای کتاب «ح دوچشم» توضیح دهید و بگویید آیا داستانها حول محور موضوع واحدی نوشته شدهاند؟
مجموعه «ح دوچشم» مجموعهای است، شامل شش داستان از داستانهایی که در بازهی زمانی سالهای ۹۰ تا ۹۶ به نگارش درآمدهاند. داستانهای این مجموعه اولین تجربه من در عرصهی نگارش داستان کوتاه به شکل جدی است. تجربههایی که اغلب آنها را بر اساس سالها خواندن داستانهای نویسندگان بزرگ ایران و جهان به دست آورده بودم. این مجموعه حاصل بازبینی و بازنویسی داستانهای آن دوره است. خط رشتهای که این داستانها را به هم پیوند میدهد روابط درونی انسان با خود است که در هر داستان به گونهای نمود پیدا میکند. روابطی برآمده از ترسها، حسرتها، دردها، رنجها و آرزوهای درونی انسان. اکثر داستانهای این مجموعه در سبک رئالیسم جادویی نوشته شدهاند. در بعضی از داستانها هم، تصورات و رفتار شخصیتها به طنز نزدیک میشود.
داستانهای این مجموعه در ظاهر و به طور مشخص ارتباط موضوعی خاصی با هم ندارند؛ اما اگر به شخصیتها، دغدغهها، رنجها و امیدهای آنها دقیق شویم میتوان رشتهی مشترکی را پیدا کرد که این شخصیتها را به هم پیوند میزند. شخصیتهای داستانهای این مجموعه، هر کدام به نوعی با خویشتنِ خود در تعارضند. گاهی «خود» وجودی خود را نمیپذیرند و گاهی در پی یافتن آنند و گاهی حتی آن را در روزمرگیها در ترسها و تردیدهای خود فراموش میکنند.
ایده نگارش و انتخاب داستانهای مجموعه «ح دو چشم» چگونه شکل گرفتند؟
اکثر داستانهای این مجموعه در سالهای مختلف و در جشنوارههای مختلف به عنوان اثر برتر انتخاب شدهاند. برای مثال داستان کوتاه «وقتی کلاغها بعبع میکنند» در جشنواره امدادرسانی در سال ۹۰ موفق به دریافت جایزهی اول شد. این داستان زندگی روزمرهی دیوانگانی را در یک آسایشگاه به تصویر میکشد و به لایههای عقلانی زندگی و تفکر انسانهایی که از دید عموم عاقل نیستند اشاره کرده و آن را ارج مینهد.
ایده نگارش این داستانها را از دلِ سادهترین اتفاقات در دل زندگی روزمره پیدا کردهام. برای یافتن این ایدهها دنبال مفهوم و معنای خاصی نبودهام و حتی برای نوشتنشان انگیزه و هدف خاصی تعریف نکردهام. شخصیتها از دل اتفاقات ساده پیدا شدهاند، در بستر قصه رشد کرده و دارای هویت شدهاند و پس از آن به سادگی راه و مسیر خودشان را پیدا کردهاند.
داستان «قافیههای باخته» در سال ۹۶ در جشنواره شعر و داستان شاهوار عنوان اول را در بخش داستان کوتاه به خود اختصاص داد. این داستان به شکلی نمادگرایانه، به اهمیت و جایگاه حساس هر انسان در خانواده و در ابعاد وسیع در جامعه پرداخته و داستانهای دیگر نیز هر کدام به نوعی بیانگر یکی از ویژگیهای انسان در ارتباط با خود و جامعه هستند.
داستان کوتاه «غریبهها» در این مجموعه که در سال ۹۶ به نگارش درآمده، از دیدگاهی شاید روایتکنندهی روزگار حال ما و چگونگی تغییر دیدگاهها، ارزشها و روابط انسانی در هنگام پدید آمدن یک موقعیت خاص در سطح زندگی فردی و اجتماعی انسانها باشد.
«ح دوچشم» نام پنجمین داستان این مجموعه است که در آن شخصیتهای قصه به نوعی با حروفی از حروف الفبای فارسی توصیف و معرفی شدهاند و با اندکی طنز، مخاطب با لایههای زیرین این شخصیتها که با لایهی بیرونی آنها چندان شباهتی ندارند آشنا میشود.
این مجموعه داستان با همکاری دفتر آفرینشهای حوزهی هنری سمنان گردآوری شده و در انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.
بعد از انتشار کتاب چه بازخوردهایی دریافت کردید؟
به جرات میتوانم بگویم بازخوردهای بعد از انتشار این کتاب، شگفتزدهام کرده است. خوانندگانی بودهاند که از دل همین داستانها که سعی کردهام آنها را به سادگی روایت کنم، مفاهیم پیچیدهای بیرون کشیدهاند؛ مفاهیمی که هر کدام به سمت و سویی از روانشناسی، فلسفه و ...راه میکشد و حتی میتوانم بگویم، بودهاند مخاطبانی که از دل داستانهایم چیزهایی بیرون کشیدهاند که خودم هم آنها را نمیدانستم و فکر میکنم این اتفاق برای یک نویسنده میتواند خیلی خوشایند و لذتبخش باشد.
به نظر خودِ شما کتاب «ح دو چشم» چه ویژگیهایی داشته که به عنوان یکی از نامزدهای جایزه جلال انتخاب شده است؟
راستش به درستی نمیدانم؛ اما گمان میکنم کشف ذره ذره و به تدریج پیچیدگی و عمق پنهان شده در شخصیتهای سادهی این داستانها برای مخاطب جالب و جذاب باشد.
شما به عنوان یک نویسنده جوان وارد حوزه داستاننویسی شدهاید و همزمان دستی هم در ترجمه دارید. کمی درباره وضعیت کنونی بازار کتابهای تالیفی در کشور بگویید؟ آیا نویسنده بودن و رقابت در بازار نشر، در وضعیت کنونی سخت شده است؟
در مورد کتابهای تألیفی کشور کیفیت آثار بسیار متغیر و دارای دامنهی طیفی گستردهای است. جدای از این مبحث که عموم مردم در طول این چندین سال اخیر، تا چه حد به سمت و سوی کتاب و کتابخوانی روی آوردهاند، به طوری کلی آمار کتابهای منتشر شده در حوزهی رمان تا جایی که میبینم و اطلاع دارم خوب و قابل قبول است، هر چند کیفیت آثار تنوع بسیاری دارد. با این وجود اقبال عمومی مردم بیشتر به سمت آثار ترجمه شده درحرکت است یا در نهایت آثار ادبی مطرح و شناختهی شده نسلهای قبل ادبیات خودمان که همچنان و در هر دوره خوانندههای خودش را دارد. به نظرم عموم مردم نویسندگان و آثار جدید را کمی سخت و با احتیاط میپذیرند؛ اما در بین همین آثار، کتابهایی هستند که به سرعت جای خودش را در دل مردم باز کرده و مطرح میشود.
نویسنده بودن در هر دورهای سخت بوده و است. زمان و توان و به همان اندازه عوامل زیادی لازم است تا یک نویسنده و اثرش در دل مردم راه باز کنند و حتی گاهی یک نویسنده تا پایان عمر به این اقبال عمومی دست پیدا نمیکند. متاسفانه تنها دلیل این مطلب، مهارت و توانایی شخص نویسنده در اثرش نیست و همیشه در هر دورهای عوامل حاشیهای زیادی در مطرح شدن یا نشدن نویسندگان و آثار آنها نقش داشته و قطعا هم همچنان در آینده نقش خواهد داشت.
اینکه جوایز ادبی تا چه حد میتوانند یک اثر و نویسندهی آن را مطرح و معرفی کنند مطلبی نیست که بتوان اهمیت آن را به سادگی انکار کرد. اما حقیقت این است که جوایز ادبی میتوانند اثری را مطرح کرده و بر سر زبانها بیندازند؛ اما برای ماندگاری و جاودانگی آن اثر کاری از دست جوایز و عنوانها برنمیآید. تاریخ ادبیات و هنر تا جایی که میدانم ثابت کرده که ماندگاری اثر، ارتباط مستقیمی با اقبال عمومی در زمان و جوایز و عنوانها ندارد و اثری که شایسته باشد، دیر یا زود مستقل از عنوان و جایزه راه خود را پیدا خواهد کرد و ماندگار خواهد شد.
↧
باید تنها کیفیت آثار محور داوری جوایز ادبی و هنری باشد/ برندهشدن در جشنوارهها تاثیر چندانی در فروش کتاب ندارد
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، امروز هفتم بهمن در حاشیه برگزاری دومین نمایشگاه مجازی کتاب نشست «جوایز ادبی و هنری در حوزه کتاب: جایگاه، رویهها و تجربهها» به صورت غیرحضوری با میزبانی خانه کتاب و ادبیات ایران و با شرکت آلیزه نایجل از بنیانگذاران و مدیران انتشارات لیلز آنمار لاتویا و غزل فتحالهی از تصویرگران موفق ، نامزد نهایی مسابقه تصویرگری بلونیا و نیز منتخب شرکت در مسابقه تصویرگری براتیسلاوا برگزار شد.
در این نشست آلیزه نایجل در سخنانی با اشاره به سابقه فعالیت 17 ساله انتشارات لیلز آنمار گفت: این انتشارات تنها در حوزه کتابهای تصویری، شعر و داستان کودکان به صورتهای ترجمه و تالیف فعالیت میکند. این انتشارات تاکنون جوایز متعددی از جمله جایزه ملی ادبایت کودک و جشنواره ملی زیاترین کتاب را کسب کرده و چهار سال پیاپی نامزد جایزه بهترین نشر سال بوده است. همچنین جایزه بهترین کتاب ترجمهای سوئد را کسب کرده و کتابهای تصویری این انتشارات نامزد جایزههای بینالمللی متعددی شده است. هر سال کتابهای ما در نمایشگاه بلونیا شرکت داده میشود و برای انتخاب ترجمهها به جایزههای این نمایشگاه توجه داریم. کاتالوگ انتشارات لیلز آنمار طویل است و یکی از کتابهای موفق ما «کاته، دختری که میخواست پدربزرگ شود» است که به نسلهای مختلف و اهمیت حضور پدربزرگ و مادربزرگ اشاره میکند.
وی در پاسخ به این پرسش که تا چه اندازه به سلیقه داوران در جشنوارهها توجه دارید؟ توضیح داد: همیشه سلیقه و معیار داوران در جایزههای هنری و ادبی ما مشخص نیست، البته مهمترین معیار، کیفیت متن و تصویرگری کتاب است که اثر الهامبخش و دارای موضوع مهمی باشد. در عین حال ممکن است قوانین حاکم بر جشنوارهها مختلف باشد و معیارهایی چون تاریخ انتشار، سن پدیدآورنده، منطقه جغرافیایی و اینکه نویسنده پیش از این برگزیده این جایزه نشده باشد و حتی ملاحظات سیاسی را درنظر بگیرند. به عنوان نمونه در یکی از جوایز ادبی لاتویا که نامش را از یک نویسنده حوزه طبیعت و محیط زیست اخذ کرده، توجه خاصی به ارتباط اثر با طبیعت قایل میشوند و تنها کیفیت کتاب محور انتخاب نیست.
نایجل تصریح کرد: باید در انتخاب برگزیدگان جوایز ادبی و هنری تنها به کیفیت خود آثار توجه شود و اینکه نویسندهای پیش از این برگزیده شده نباید دلیلی برای کنار گذاشتن وی باشد. متاسفانه مسائل حاشیهای و سیاسی همچنین اعمال سلیقهها وارد داوری میشوند که بستگی به داور دارد.
وی همچنین درباره تاثیر منتخب شدن در جشنوارهها بر میزان فروش کتاب گفت: برنده شدن باعث جلب توجه و فروش بیشتر کتاب میشود و در بازار بینالمللی نیز با تایید و استقبال بیشتری رو به رو میشود. این فرصت برای نویسنده و صاحب اثر فراهم میشود که ناشران خارجی به سمت کتاب وی جلب شوند ولی در عین حال تنها دلیل پرفروش شدن کتاب و انتخاب از سوی خواننده نخواهد بود.
نایجل به بازار کتاب لاتویا نیز اشاره کرد و افزود: کشور ما تنها دو میلیون نفر جمعیت دارد ولی دارای یک انتشارات بزرگ و حدود 30 دفتر نشر مستقل است که در حوزههای تالیف و ترجمه کار میکنند. سال 2020 در مجموع 2000 عنوان کتاب جدید در این کشور منتشر شد که هر یک هزار نسخه شمارگان داشتند. 25 درصد کتابهای منتشر شده ترجمهای از انگلیسی، آلمانی، کشورهای اسکاندیناوی و استونی هستند.
وی همچنین عنوان کرد: هر سال کمپینی برای انتخاب بهترین کتاب کودک و نوجوان به انتخاب بچهها نیز برگزار میشود که اثر برگزیده را به طور گسترده خریداری و به مدارس و کتابخانهها ارسال میکنند.
نایجل درباره وضعیت تصویرگری کتابهای لاتویا توضیح داد: تصویرگران این کشور نمیتوانند تنها با شغل تصویرگری امرار معاش کنند و ناچار به انجام کارهای تبلیغاتی هم هستند. بیشتر تصویرگران در دانشکده هنر گرافیک تحصیل کردهاند و روند واحدی برای انتخاب تصویرگران کتابها وجود ندارد.
وی همچنین به استقبال انتشارات لیلز آنمار از کتابهای شعر نیز اشاره کرد و افزود: مجموعه کتاب شعر در قطع جیبی را منتشر کردهایم که شامل آثار شاعران گذشته ما با تصویرگری جدید است. هر کتاب یک شعر دارد که سناریو برای تصاویر است. این مجموعه، موفق بوده و توانسته به فروش قابل توجهی برسد. همچنین دو کتاب مجموعه شعر را نیز به سفارش یک مرکز بیمارستانی تهیه و منتشر کردهایم که مورد توجه قرار گرفته است.
تصویرگر به سلیقه داوران توجه نکند
همچنین در این نشست، غزل فتحالهی، تصویرگر حوزه کودک و نوجوان و نامزد و منتخب چندین جایزه بینالمللی در سخنانی عنوان کرد: سال 2017 به یک ورک شاپ ایرانی دعوت شدم که به مدت دو هفته با تعدادی از نویسندگان و تصویرگران در آن حضور داشتیم و برگزیده شدن در آن مسابقه به حضور من در نمایشگاه بلونیا منجر شد که شروعی خوب بود. به مدت یکسال با همکاری نویسنده و ناشر روی کتاب « تو یک جهانگردی» کار کردیم تا اینکه در نهایت این اثر توانست پلاک طلای دوسالانه تصویرگری براتیسلاوا ۲۰۲۱ را کسب کند.
وی افزود: این کتاب درباره خواهر و برادری است که کشورشان دچار جنگ شده و ناچار به مهاجرت هستند، برادر برای راضی شدن خواهر به مهاجرت در بازی به وی میگوید که باید جهانگردی کنیم. آنچه نظر داوران را جلب کرد تناقض روایت تصویر و متن بود که جنگ تنها در تصویر کتاب است. از ابتدای داستان متن به گونهای نوشته شده که گویی برادر شجاع است ولی در تصویر نشان داده شده که برادر ترسیده است. به تدریج مشکلات را پشت سرمیگذارند تا به مرز میرسند و استقبال خوبی هم از آنها نمیشود. اینجا برادر ناامید است ولی خواهرش به من امید میدهد که نقطه اوج داستان همین است. در پایان داستان سرانجامی خوش دارد و خواهر که این کتاب را در دست دارد به مدرسه رفته یعنی به جای امنی رسیده است.
همچنین سال گذشته کتاب «پنبه دونه» با تصویرگری من در لیست نامزدان جایزه بلونیا قرار گرفت. داوران اشاره کردند که چرا فضای کتاب تاریک است و شاید همین دلیل برنده نشدن اثرم بود. من توضیح دادم که فضای داستان به شب و یک جنگل خالی و برفی اختصاص دارد که شخصیتها نور هستند و بیرنگ است. همچنین توضیح خواستند که چرا شخصیت اصلی در پنج فریم اصلی حضور ندارد.
فتح الهی تصریح کرد: تاکنون در تصویرگری آثار به سلیقه داوران توجه نکردهام و به طور آگاهانه تنها دنبال محک زدن خود بودهام. تصویرگر موفق نباید به سلیقه داوران توجه کند. گاهی لازم نیست خود را شبیه سلیقه جهانی کنیم و تنها باید از فرهنگ خود وام بگیریم. منتخب شدن شیرین است ولی تصویرگر باید از خود اثرش لذت ببرد و پیامش را به طور کامل به مخاطب منتقل کند.
↧
حضور انتشارات بنیاد سینمایی فارابی در دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، آثاری از انتشارات بنیاد سینمایی فارابی در دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران که سوم بهمن آغاز شده و تا دهم بهمن ادامه خواهد یافت، ارائه شده است.
علاقهمندان برای دریافت آثار انتشارات بنیاد سینمایی فارابی میتوانند با مراجعه به وبسایت نمایشگاه مجازی کتاب به نشانی https://book.icfi.ir آثاری که در سامانه خانه کتاب ثبت شده، سفارش دهند.
ثبت سفارش 24 ساعته بوده و آثار مورد نظر از طریق شرکت پست ارسال خواهد شد. تمامی آثار با تخفیف 20 درصد در اختیار علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
کتابهای قابل دسترسی در سامانه دومین نمایشگاه مجازی کتاب عبارتاند از: هنر در حرکت زیباشناسی انیمیشن (چاپ دوم)، قصهگویی تصویری و روایت بصری (چاپ دوم)، فیلمنامهی «یادآوری: بر اساس داستانی کوتاه به قلم جاناتان نولان»، فیلمنامه «مخمصه»، فیلمنامه «رهایی از شاوشنگ»، مطالعات دینی فیلم، بانویی از زاگرس: سینمای پوران درخشنده با تکیه بر سیمای کمتوانی بر پرده نقرهای، مبانی زیباییشناختی سینمای اسلامی، بازاندیشی مباحث رمان و فیلم، مدیریت تولید فیلم (چاپ سوم)، پیشدرآمدی بر فیلم (چاپ دوم)، جعبهابزاری برای فیلمساز: چگونه با بودجه اندک فیلمی حرفهای بسازیم؟، کارگردانی داستان: داستانگویی حرفهای و تکنیکهای طراحی استوریبورد در فیلم زنده و انیمیشن، سینمای جادهای، سینمای وودیآلن، دانستنیهای نجاتبخش انیمیشن (چاپ سوم)، چگونه از هر چیز فیلمنامه اقتباس کنیم؟ (چاپ سوم)، فیلمنامهنویسی در قرن 21 (چاپ دوم)، در یک چشم به هم زدن (چاپ سوم)، در فاصلهی دو صحنه: تمهیدات انتقالی در سینما.
↧
↧
نقش مهم کاتالوگ در بازاریابی بینالمللی کتابهای کودک
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نازلی گورکاش، از موسسان آژانس بلک کت ترکیه در کارگاه آموزشی «تولید محتوا برای معرفی آثار کودک» که امروز (نهم بهمنماه) به صورت مجازی در حاشیه برگزاری دومین نمایشگاه مجازی کتاب به میزبانی خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد، در سخنانی عنوان کرد: داشتن کاتالوگ کمک زیادی به تبلیغ و معرفی کتابهای کودک در حوزه بینالملل میکند، بهویژه کاتالوگ اگر به صورت فایل pdf باشد. استفاده آن هم برای ناشر خارجی آسانتر است. در تهیه کاتالوگ باید توجه داشت که برای معرفی کتاب بزرگسال میتوان نمونهای از متن را در کاتالوگ قرار داد؛ اما برای کتابهای کودکان که مصور هستند باید ترجمه کاملی از متن در فایل کنار تصاویر گنجانده شود.
وی با بیان اینکه تهیه خلاصهای از کتاب و معرفی آن نیز در بازاریابی موثر است، افزود: کاتالوگ اولین چیزی است که در اختیار ناشر خارجی قرار میگیرد که باید جذاب و دارای طراحی ساده و زیبا باشد. خوانش آسان کاتالوگ نیز اهمیت زیادی دارد تا ناشر بتواند اطلاعات کافی را به آسانی به دست آورد و اطلاعات موجود برایش کارآمد باشد.
گورکاش در توضیح تاثیر معرفی کتاب گفت: معرفی هر کتاب باید کوتاه در حد سه تا چهار جمله باشد و اگر طولانی باشد کارآیی نخواهد داشت. سه نوع کاتالوگ داریم یکی کاتالوگ اصلی، دیگری کاتالوگی که طبق تم و موضوع دستهبندی میشود و سوم کاتالوگی که خاص هر نویسنده و تصویرگر است. برای هر کاتالوگ ابتدا معرفی کتاب سپس عناوین مختلف و فهرست محتوایی آورده میشود. همچنین به آثار پیشین ناشر اشاره و اطلاعات تماس و برنامههای حمایتی گنجانده میشود. برای بازاریابی ابتدا باید به تهیه کاتالوگ توجه شود، در آژانس بلک کت دو بار در سال، یعنی بهار و پاییز کاتالوگ آماده میشود که ابتدا لوگوی آژانس را قرار میدهیم و اطلاعات تماس را نیز درج میکنیم.
وی افزود: همیشه تصویر نویسنده و تصویرگر را در کاتالوگ نمیگنجانیم؛ اما به جذابیت و فروش کمک میکند. در ادامه تصویر کتاب را قرار میدهیم. چینش کاتالوگ بر اساس گروه سنی انجام میشود و به تعداد صفحات و ابعاد کتاب و نام ناشر نیز اشاره میکنیم. همچنین توضیحاتی درباره وضعیت کپیرایت اثر و ترجمههای موجود از آن درج میکنیم. موضوع اصلی هر کتاب نیز در کاتالوگ مشخص میشود و اطلاعات نویسنده و تصویرگر نیز با بخشی از معرفی کتاب و خلاصه آن نیز در چند جمله مختصر آورده میشود.
گورکاش تاکید کرد: درج ابعاد و تعداد صفحات کتاب در کاتالوگ اهمیت زیادی دارد؛ چراکه ناشران برای انتخاب کتاب به این موارد توجه دارند. همچنین لازم است ناشر خارجی بداند ترجمه کتاب به زبان کشور وی وجود دارد یا خیر. اگر کتابی بخشی از یک مجموعه چند جلدی است تصویر اولین جلد را در قطع بزرگ و بعدیها را در اندازه کوچک قرار میدهیم. همچنین لازم است سبک تصویرگری کتاب نیز با درج چندین تصویر مشخص شود.
موسس آژانس بلک کت به پروفایل مندرج در کاتالوگ نیز اشاره کرد و گفت: در این بخش که نوعی راهنمای فروش است، بیوگرافی نویسنده و تصویرگر، طرح جلد و تصاویر کتاب درج میشود، عنوان اصلی و انگلیسی کتاب نیز درپروفایل قرار داده میشود و نیز به تعداد صفحات و تعداد تصاویر اشاره میشود.
وی بر ضرورت توجه به رنگبندی تصاویر در کاتالوگ کتابهای کودک تاکید کرد و گفت: بهتر است برای کاتالوگ کتابهای کودک از تصاویر رنگی و برای کتابهای بزرگسالان از سیاه و سفید استفاده شود. همچنین خوب است در طراحی کاتالوگ ابتدا از کتابهای مصور کودکان شروع کنیم و سپس کتابهای بزرگسالان را درج کنیم. اشاره به فرم کتاب و ابعاد آن نیز مهم است زیرا برخی ناشران تنها از سایز خاصی استقبال میکنند و نیز باید شماره استاندارد بینالمللی کتاب نیز گنجانده شود.
گوکاش با اشاره به دیگر ویژگیها در معرفی کتاب گفت: اشاره به تعداد نسخههای به فروش رفته از اثر و تاریخ چاپهای پیشیین و تعداد نوبتهای چاپ نیز مهم است؛ چراکه بیشتر ناشران خارجی موفقیت کتاب در داخل کشور را معیاری برای استقبال بینالمللی در کشورهای دیگر میدانند. همچنین نیکو است که به تعداد جوایز کتاب و نیز طرح جلد و سبک و موضوع آن نیز اشاره شود. همچنین درج عنوانهای مشابه، گزینهای برای خرید است. از دیگر موارد قابل درج در کاتالوگ و معرفی اثر میتوان به نظرها، پیشنهادها و امتیازهای داده شده به اثر و نقل قولهای موجود درباره آن و نیز درج بخشهایی از کتاب اشاره کرد. همچنین نیکوست با نوارهای رنگی گروه سنی هدف کتاب مشخص شود. در مجموع، بهتر است تمام موارد در کاتالوگ لحاظ شود.
وی ادامه داد: برای مشخص کردن پیام کتاب از یک جمله اصلی استفاده میشود که دارای جذابیت و مشخص کننده موضوع باشد. تیزر معرفی کتاب باید کوتاه باشد تا ناشر خود در صورت علاقهمندی اولیه برای کسب اطلاعات بیشتر اقدام کند.
گوکاش در پایان گفت: میتوان در پروفایل، عکس نویسنده و تصویرگر و نیز اطلاعاتی درباره سابقه فعالیت و جوایز دریافتی آنها قرار داد و پروفایل باید دارای اطلاعاتی مختصر باشد. در هر کاتالوگ همچنین طرح جلد اثر و معرفی از شخصیتهای کتاب و نیز گروه سنی مخاطبان، شماره چاپ کتاب قرار داده میشود.
↧
قبل از رولینگ یک ایرانی کار نویسنده «هریپاتر» را انجام داده بود/ کاش برد پیت در فیلم نویسندگان ایرانی بازی میکرد
محمدرضا شمس در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نبود قانون کپیرایت به عنوان مشکل اساسی در ارتباط با نشر اشاره و بیان کرد: ناشران زیادی تمایل دارند به جای تالیف به ترجمه بپردازند. چون لازم نیست حقالتصویر پرداخت کنند و انتشار کتابهای ترجمه برایشانمقرونبهصرفهتر است. از سوی دیگر ما هنوز قانون کپیرایت را به رسمیت نشناختهایم و این مساله، یکی از جدیترین مشکلات ماست.
به گفته این نویسنده کودک و نوجوان، او پیش از نوشتن «سرگذشت عجیب بنجامین باتن»، «دیوانه و چاه» و «عمه گیلاس» را نوشته اما افسوس که زبان فارسی، گستره جغرافیایی زبان انگلیسی را ندارد و خوانندگان کمتری را دربرمیگیرد. وی ادامه داد: از سوی دیگر نویسندگان ایرانی امکانات مشابه اریک راث،نویسنده فیلمنامه بنجامین باتن را در اختیار ندارند و در فیلمشان، برد پیت بازی نمیکند وگرنه داستانهایی که ایرانیها مینویسند، کم از داستانهای خوب خارجی ندارد.
شمس با اشاره به اینکه کار «جی. کی رولینگ» هم تازگی ندارد و سالها پیش از او، یک ایرانی به نام نقیدالممالک که ندیم ناصرالدین شاه بوده کار نویسنده «هریپاتر» را انجام داده گفت: او هم مثل رولینگ، همه قصهها را در هم آمیخته؛ خاطرات ناصرالدین شاه را هم به آن اضافه کرده و همه اینها را با مسایل روز تطبیق داده و یک کتاب جذاب نوشته است. اما سوال من اینجاست، چند نفر در ایران، نقیدالممالک و کتابش را میشناسند اما همه با رولینگ و هری پاتر آشنا هستند.
به گفته نویسنده داستان «عمه گیلاس»، حمایت از تالیف و معرفی نویسندگان و داستانهای خوب ایرانی به معنی نادیده گرفتن ترجمه نیست. اصلا ما نمیتوانیم با محدود کردن، راه به جایی ببریم وگرنه همان اتفاقی که در خودروسازی افتاده در ادبیات و سایر رشتههای فرهنگی هم تکرار میشود و این نه تنها برای ما اتفاق سودمندی نیست که به فرهنگ و هنر ما هم آسیب میرساند.
شمس به اینکه نویسندگان غربی از انجیل و افسانههای خود، به طور غیرمستقیم استفاده میکنند و داستانهای خواندنی مینویسند اشاره و بیان کرد: آثار بسیار پرمخاطب چون «ارباب حلقهها، هری پاتر، ماجراهای نارنیا» بر پایه قصه و افسانه استوارند در حالیکه تعداد انگشتشماری از نویسندگان ایرانی از این امکان و ظرفیت بهره بردهاند.
نویسنده داستان «من، بابابم، دماغ زن بابام»، بازافرینی افسانهها را ضروری دانست و افزود: افسانهها، نشاندهنده دنیای درون انسان هستند؛ برای مثال گرگی که در«بز زنگولهپا» بچهها را میخورد بخش پنهان مادر است؛ بخشی که به تعبیر یونگ نادیده گرفته شده و به سایه رانده شده است. از سوی دیگر افسانهها به بچهها یاد میدهند که خیر و شر را بشناسند و با تضادهای خود کنار بیایند و این همان چیزی است که باید به کودکان آموزش داده شود.
↧
نامزدهای کتاب سال در گروه «هنر» معرفی شدند
بهگزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، 50 کتاب در گروه«هنر» در موضوعهای «کلیات هنر»، «هنرهای تجسمی»، «عکاسی»، «هنرهای نمایشی»، «معماری و شهرسازی»، «موسیقی»، «نمایشنامه» و «تربیت بدنی» جواز ورود به مرحله دوم داوری را کسب کردند.
در موضوع «کلیات هنر» چهار کتاب زیر به عنوان نامزد معرفی شدند:
1. آشنایی با هنر: گام نخست، تالیف لوری اشنایدر ادَامز، ترجمه نسرین طباطبائی، تهران: علمی و فرهنگی، 1399، 274 ص.
2. جامعهشناسی هنر: گزیده آثار، تالیف جرمی تنر، ترجمه حسن خیاطی، تهران: علمی و فرهنگی، 1399، 500 ص.
3. مبانی هنر، تالیف رابین جورج کالینگوود، ترجمۀ مرتضی نادریدرهشوری، تهران: اختران، ۱۳۹۹، ۴۰6 ص.
4. نگاه و نقاشی: منطق نگاه خیره، تالیف نورمن برایسون، ترجمۀ مهدی حبیبزاده، تهران: حرفۀ نویسنده، 1399، 352 ص.
همچنین در موضوع «هنرهای تجسمی» شش کتاب زیر نامزد کتاب سال شدند:
1. برگی از گنجینۀ هنر ـ صنعت فرش دستبافت: مجموعۀ پازیریک: فناوریهای بومی بافت، تالیف پوراندخت نیرومند و سهراب مسجدیانجزی، تهران: پازیریک، 1399، 7 ج.
2. دفتر گره: روش طراحی گرهها در معماری اسلامی ایران، تالیف محمد گلیار، تهران: میراث اهل قلم، 1399، 484 ص.
3. سطر مستور: تاریخ و سبکشناسی کوفی شرقی، تالیف مهدی صحراگرد، تهران: فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران؛ مشهد: بنیاد بینالمللی فرهنگی هنری امام رضا (علیهالسلام)، ۱۳۹۹، ۴۰۲ ص.
4. فراز و فرود نسخنویسی در ایران: بررسی تحولات سبکشناختی قلم نسخ، از سدۀ چهارم تا چهاردهم هجری قمری، تالیف علیرضا هاشمینژاد، تهران: مرکز طبع و نشر قران جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۹۹، 344 ص.
5. فرش کاشان در سایه روشن تاریخ، تالیف شیرین صوراسرافیل، ترجمۀ سارا صفاتی، تهران: کتابسرای میردشتی؛ فرهنگسرای میردشتی، ۱۳۹۹، ۶۵6 ص.
6. فرهنگ دیداری و روششناسی تحلیل تصویر، تالیف مریم کهوند، تهران: یک فکر؛ دانشگاه هنر، ۱۳۹۹، ۲۷۲ ص.
سه کتاب زیر در موضوع «عکاسی» به عنوان نامزد این دوره از جایزه کتاب سال معرفی شدند:
1. پنجاه نویسندۀ کلیدی عکاسی، ویراستار: مارک دردن، ترجمۀ نسرین طالبیسروری و محمدحسین خسروی، تهران: بیدگل، ۱۳۹۹، ۴۹4 ص.
2. تاریخ اجتماعی عکاسی: شکار نور، تالیف رابرت هرش، ترجمۀ کیهان ولینژاد، تهران: کتاب پرگار، ۱۳۹۹، ۲ ج.
3. تاریخ فرهنگی عکاسی، تالیف مری وارنر مارین، ترجمۀ هادی اذریازغندی، تایماز پورمحمد، نیلوفر سَرلَتی، نگین شیدوش، کیوان موسویاقدم و مهران مهاجر، تهران: حرفۀ نویسنده، ۱۳۹9، ۶۴8 ص.
در موضوع «هنرهای نمایشی» نیز 12 کتاب با عنوان های زیر به عنوان نامزد شناخته شدند:
1. اکران مدرنیسم: سینمای هنری اروپا در سالهای 1950 تا 1980، تالیف اندراش بالینت کوواچ، ترجمۀ وحید روزبهانی، تهران: بان، ۱۳۹۹، ۵۰4 ص.
2. حرفۀ کارگردان: کتاب راهنمای تئاتر، تالیف کیتی میچل، ترجمۀ علیاکبر علیزاد، تهران: بیدگل، ۱۳۹۹، 400 ص.
3. داستانگویی در فیلم کوتاه: معیارها و درسگفتارها، تالیف سعید عقیقی، تهران: انجمن سینمای جوانان ایران؛ جیکا، ۱۳۹۹، ۲۱8 ص.
4. درآمدی بر مبانی نظری سینمای دینی از منظر حکمت اسلامی، تالیف علی جوادی و مهدی کوچکزاده، تهران: دانشگاه جامع امامحسین (علیهالسلام)، 1399، یازده، ۱۴4 ص.
5. درام اسلامی: تئاتر نظریه و اجرا، تالیف جمشید ملکپور، ترجمۀ فرزام حقیقی، تهران: بیدگل، ۱۳۹۹، ۲۴۱ ص.
6. درک مجازی از هنر تا تکنولوژی، گرداوری و ویرایش انگلیسی: ژواکیم براگا، ترجمۀ سیدعلیاصغر تقوی، تهران: فراهنر، ۱۳۹۹، 435 ص.
7. روایت جنگ در دل جنگ: با نگاهی به مستندهای سیدمرتضی اوینی، تالیف انیس دوویکتور، ترجمۀ محمدمهدی شاکری، سرویراستار: مریم امینی، تهران: واحه؛ بنیاد سینمایی فارابی، ۱۳۹9، 322 ص.
8. فلسفه و تئاتر: یک دیباچه، تالیف تام استرن، ترجمۀ علی منصوری، تهران: بیدگل، ۱۳۹۹، 320 ص.
9. فلسفۀ فیلمنامه، تالیف تد نانیچلی، ترجمۀ احسان شاهقاسمی، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۹۹، چهارده، ۴۶8 ص.
10. قدرت فیلم، تالیف هاوارد سوبر، ترجمۀ خشایار قشقایی، تهران: بیدگل، ۱۳۹۹، 472 ص.
11. مدرنیسم در سینما: سینمای هنری اروپا (۱۹۵۰ـ۱۹۸۰)، تالیف اندراش بالینت کوواچ، ترجمۀ محمدرضا سهرابی، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۹۹، بیستوهفت، ۶۷8 ص.
12. نمایش رسانهای، تالیف داگلاس کلنر، ترجمۀ گودرز میرانی، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۹۹، بیستوسه، ۴۲6 ص.
پنج کتاب زیر در موضوع «معماری و شهرسازی» از سوی هیات داوران به عنوان نامزد معرفی شدند:
1. تاریخ طراحی داخلی از ۱۹۰۰، تالیف ان مسی، ترجمۀ حمیدرضا انصاری، تهران: سمت؛ پژوهشکدۀ تحقیق و توسعه علوم انسانی، ۱۳۹۹، پنج، 304 ص.
2. تحلیل مؤلفههای رمزگشایی معماری سنتی ایران: نمونۀ موردی مساجد صفوی اصفهان، تالیف مهدیه احمدی، هیرو فرکیش، وحید احمدی و احمد میرزاکوچکخوشنویس، تهران: مؤسسۀ اموزشی تالیفی ارشدان، ۱۳۹۹، بیستوهفت، ۴۳8 ص.
3. شهرسازی در مدار پیاده راهوری، تالیف مصطفی بهزادفر و کیومرث حبیبی، تهران: دانشگاه علم و صنعت ایران، ۱۳۹۹، ۷۸۰ ص.
4. شهرگرایی نوظهور: برنامهریزی و طراحی شهری در دوران تحولات ساختاری، ویراستاران: تیگران هاس و کریستر السن، ترجمۀ سیدعبدالهادی دانشپور و رضا بصیریمژدهی، مشهد: کتابکدۀ کسری، ۱۳۹۹، 320 ص.
5. واکاوی گسست و گفتمان در شناخت هنر و معماری دویستسالۀ اخیر ایران (۱۱۷۴ـ۱۳۹۹ﻫ.ش.) (۱۷۹۴ـ۲۰۲۰م.)، تالیف حسنعلی پورمند، تهران: دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۹۹، ۴۷۸ ص.
در موضوع «موسیقی» نیز یازده کتاب زیر جواز ورود به مرحله دوم داوری را کسب کردند:
1. آموزش پلیفونی برای هنرجویان بخشهای نظری هنرستانهای موسیقی، تالیف ویکتور پاولوویچ فرایُنُف، ترجمۀ مسعود ابراهیمی، تهران: نای و نی، 1399، 364 ص.
2. باباالهوا: موسیقی و مردمشناسی بومیان کیش، تالیف محسن شریفیان، تهران: نگاه، ۱۳۹۹، ۳۰4 ص.
3. سازشناسی کاربردی: سازهای موسیقی کلاسیک ایران، تالیف مجید کولیوند، تهران: نای و نی، ۱۳۹۹، 152 ص.
4. جریانشناسی موسیقی مردمپسند ایران، تالیف سعید کریمی، تهران: ماهریس، ۱۳۹۹، ۵۸۴ ص.
5. مردمشناسی موسیقی مقامی خراسان (نواحی جنوب و شرق)، تالیف مجتبی خانقیطاقی، ویراستار: مهناز احدی، تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، ۱۳۹۹، 180 ص.
6. موسیقی بوشهر و ریشههای آن در گذر تاریخ و تعاملات فرهنگی، پژوهش و تالیف سیدمحمدرضا بلادی، تهران: ارون، ۱۳۹۹، 552 ص.
7. درآمدی بر فلسفۀ موسیقی، تالیف رابرت اگوستوس شارپ، ترجمۀ حسن خیاطی، تهران: بان، ۱۳۹۹، ۳۱۲ ص.
8. اتنوموزیکولوژی، یک مقدمۀ بسیار کوتاه، تالیف تیمُتی رایس، ترجمۀ مریم قرسو و رضا حسینیبقانام، تهران: پارت، ۱۳۹۹، ۲۸2 ص.
9. نویز: اقتصاد سیاسی موسیقی، تالیف ژاک اتالی، ترجمۀ امیرحسین خلیلی، تهران: ناهید، ۱۳۹۹، 240 ص.
10. سبک و ایده در موسیقی (مجموعه مقالات)، ویراستار: ارنولد شونبرگ، ترجمۀ محمدامین میرهاشمی، تهران: هماواز، ۱۳۹۹، ۲۷۵ ص.
11. کاربرد هارمونی در موسیقی تُنال، تالیف رابرت گالدن، ترجمۀ محسن الهامیان، ویراستار امیرحسین نوروزی، تهران: ماهور، ۱۳۹۹، 881 ص.
همچنین در موضوع «نمایشنامه» چهار کتاب زیر به عنوان نامزد کتاب سال معرفی شدند:
1. آخرین غول: اقتباسی از رمان آخرین غول اثر اسکات فیتزجرالد، نوشتۀ سایمن لِوی، ترجمۀ پرهام الداود، تهران: نی، ۱۳۹۹، ۱۱۲ ص.
2. پس از سقوط، نوشتۀ ارتور میلر، ترجمۀ حسن ملکی، تهران: بیدگل، ۱۳۹۹، ۲۰۲ ص.
3. خرسهای قطبی، نوشتۀ مارک هَدِن، ترجمۀ حمید دشتی، تهران: روزنه، ۱۳۹۹، 120 ص.
4. سرگرمیساز، نوشتۀ جان ازبرن، ترجمۀ یدالله اقاعباسی، ویراستار: فهیمه زاهدی، تهران: ماهریس، ۱۳۹۹، ۱۵4 ص.
در موضوع «تربیت بدنی» نیز پنج کتاب با عنوانهای زیر جواز ورود به مرحله دوم داوری را کسب کردند:
1. ارزیابی در روانشناسی ورزشی کاربردی، تالیف جیم تیلور، ترجمۀ معصومه علیاصغریتویه، داود محمدولیپورهریس، هدیه دباغ و سیدمحمد زادخوش، ویراستار علمی: معصومه علیاصغریتویه، میاندواب: مبانی، ۱۳۹۹، ۸، 320 ص.
2. تدوین برنامۀ درسی تربیت بدنی استانداردمحور، تالیف ژاکلین لوند و دبورا تنهیل، ترجمۀ جواد ازمون، تهران: سمت؛ پژوهشکدۀ تحقیق و توسعۀ علوم انسانی، ۱۳۹۹، یازده، ۵۳۱ ص.
3. سنجش فعالیت بدنی سازگارانه در دوران رشد، ویراست ۲، تالیف مایکل هاروات و دیگران، ترجمۀ علی شمسیماجلان، مرتضی تفاح و صفورا حشمتی، ویراستار علمی: حسن دانشمندی، میاندواب: مبانی، ۱۳۹۹، 396 ص.
4. فعالیت ورزشی ویژۀ سالمندان: راهنمای متخصصان، ویراستاران: گیل سالیوان و الیس پامیدور، ترجمۀ عباسعلی گائینی و علی عسکریان، تهران: سمت؛ پژوهشکدۀ تحقیق و توسعه علوم انسانی، ۱۳۹۹، ده، 170 ص.
5. کاربرد روانشناسی تربیتی در مربیگری ورزشکاران، تالیف جفری هوبر، ترجمۀ امیر دانا، گلین مهدینژادگرجی، سحر محرابیپری، میترا مصلحیجویباری و رمضان حسنزاده، زیرنظر و به ویراستاری رمضان حسنزاده، تهران: ویرایش، ۱۳۹۹، سیودو، ۵۱2 ص.
مراسم پایانی سیونهمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بهمنماه سال جاری برگزار میشود.
↧